جلسه ۲
3روایت دیگر روایتی است از دعائم الاسلام که میفرماید عن رسول اللَه اَنَّهُ قال اَنهیٰ امتی عن الزفن و المزمار و عن الکوبة و الکبارات، زفن در اینجا به معنای رقص است و خب مشخص است که رقص در یک وضعیتی است که وضعیت وضعیت مرید باشد.
باز از دعائم الاسلام نقل میکند عن علی علیه السلام انَه رفع الیه رجل کسر بربطاً، یک مردی دعوا کرد که یکی بربطش را شکسته، فَاَبطله و لم یوجب علی الرجل شیئاً، حضرت چیزی را راجع به او حکم نکرد. این هم یکی از آن روایات.
عن جعفر بن محمد علیهما السلام انَهُ قال من ضرب فی بیتهِ بربطاً اربعین صباحا سلّطه اللَه علیه شیطاناً لا یبقی عضواً مِنه اِلاّ قعد علیه و اذا کان ذلک وضع منه الحیاء و لم یبال بما قال و لا ما قیل لَه.
روایت دیگر روایتی است از امام صادق علیه السلام اِنَّهُ قال مَرَّ بی ابی و اَنا غلامٌ صغیر و قد وقفت علی زمارین و قبالین و لعابین اسلم فاخذ بیدی فقال مُرّ، لعلّک ممن شَمَتَ بآدم فقلت فکیف ذلک یا اَبَه قال هذا الذی تریٰ کُلَّهُ من اللَهو و الغناء یا من اللَهو و اللعب، اِنَّما سَمَع ابلیس شماتة لآدم حین اخرج من الجنة.
در فقه الرضا است دارد که انَّهُ من لقیٰ فی بیتهِ طنبوراً او عوداً او شیئاً من الملاهی من المعزفته و الشطرنج و اشباههُ اربعین یوماً فقد باع بغضبٍ من اللَه فإن مات فی اربعین مات فاجراً فاسقا، مأواه النار و بئس المصیر. شما در این روایات هم هیچ تقییدی نسبت به نوع و کیفیت مجلس مشاهده نمیکنید.
سؤال: به نظر می رسد که در این روایات تقیید به ملاهی شده است.
جواب: یعنی نفسش مَلهیٰ است دیگر. نفس خود این ضرب، خودش لهو است[ نه اینکه نیاز داشته باشد به ضم ضمائم.] خود نفس ضرب طنبور، این خودش جزء ملاهی است دیگر.

