جلسه ۲
2مرحوم حاجی نوری در مستدرک الوسایل جلد سیزده در بابُ تحریم استعمال الملاهی بجمیع اصنافها و بیعها و شرائها روایتی میفرماید از جعفریات باسناده عن علی بن ابیطالب علیه السلام قال رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلّم اَنهی امتی عن الزمر و المزمار و الکوبات و الکیوبات البته اینجا بجای کُیوبات، کُنارات هم نوشته شده که یکی از آلات موسیقی است. مزمار و کوبل یک چیزی است که میزدند و اینها، این به نحو اطلاق در اینجا بیان شده.
باز دارد بهذا الاسناد قالَ علی علیه السلام تقوم الساعة علی قومٍ یشهدون من غیر ان یستشهدوا و علی الذین یعملون عمل قوم لوط و علی قومٍ یضربون بالدفوف و المعازف. این هم یک روایت دیگری است که کیفیت ضرب در اینجا لحاظ نشده.
باز بهذا الاسناد عن علی بن ابیطالب أنّهُ رفع الیه رجلٌ کسر بربط فادخله یک شخصی پیش حضرت شکایت کرد که یک شخص دیگری بربط او را شکسته، حضرت این مرافعه را باطل کردند. یعنی حضرت این دعوا را بلا دعوا فرض نمودند، گفتند برو پی کارت خلاصه، خوب کرد که شکست. و شخص نگفت که من میخواهم این برای مجالس غیر لهو و غیر غناء بکار ببرم، برای استفادۀ شخصی[من است.] خب این هم به نحو مطلق است.
در عصر زید نرسی، ایشان میفرماید که یک روایتی هست از ابی عبداللَه علیه السلام...
... حضرت میفرماید و ان المؤمن لفی شغلٍ عن ذلک شغله طلب الآخرة عن الملاهی و اِنَّ المؤمن عن جمیع ذلک لفی شغل ما لَهُ و للملاهی فان الملاهی تورث قساوة القلب و تورث النفاق و اما ضربُک بالسوالک، سوالک از آلات لهو است و بعضیها هم در اینجا گفتند که طبل است، فاِنّ الشیطان معک یرکض و الملائکة تنفر عنک و من اثر بِهِ دابته فمات دخل النار آن کسی که خلاصه از این حالت دابهاش به هیجان بیاید و او را زمین بزند و یا او را[مجروح] بکند، این شخص دیگر داخل در آتش میشود. یعنی عبارت این است که اگر در این حال...، خب گاهی اتفاق میافتد که حیوانات رَم میکنند و مشکلی را برای شخص بوجود میآورند.

