جلسه ۲
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث راجع به روایاتی بود که دربارۀ حلیّت یا حُرمت آلات غناء و آلات لهو و لعب بیان شده است. و همچنین بحث در کیفیّت استفادۀ حُرمت، حُرمت مطلقه یا حرمت مقیّده به نوع خاصّ از این ها بود در اینکه آیا روایات به نحو اطلاق قائل به حُرمت استعمال آلات لهو هستند یا این که مقیّد به مجالس لهو هستند؟ یعنی مجالسی که یَدخُل علیه الرجال است و در آن مجالس غناء هست.
یک روایت در تفسیر ابوالفتوح رازی است عن رَسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم، حضرت در ضمن مسائلی که خدای متعال آن حضرت را امر کرده یا نهی کرده میفرماید: و اَمرَنی ان اَمحو المزامیر و المعازف والاوتاد و امور الجاهلیة. خداوند متعال به من امر کرده است که محو کنم، این عبارت امحو یعنی اصلاً وجود مزمار و مزامیر را از بین ببرم نه اینکه آنها را در مجالس غناء از بین ببرم، یعنی مقیّد نیست. محو کنم. منتهی چون محو تکوینی معنا ندارد منظور محو تشریعی است. چون محو تکوینی که معنا ندارد، چون لیس امر بید رسول اللَه، امر بید الناس یصنعون المزافی! پیغمبر هم زورش نمیرسد مگر اینکه با ولایت تکوینی خودش بخواهد بیاید محو کند ولی این پیغمبر زورش به این علماء نمیرسد. مزامیر به همین چیزهایی می گویند که بزرگ است، به این مقدار است و از خَشَب درست میکنند، از غَصَب و از آهن هم درست میکنند یا مخلوطی از آهن و اینها. و معازف هم که عبارت است از گیتار و طنبور، سنتور، و به جمیع آلات موسیقی معازف میگویند، جمع معزف، معزف یعنی آلت موسیقی که در اصطلاح به همۀ اینها معازف و اوتاد میگویند. بعد ابوالفتوح در اینجا میفرماید که اِن آلات المزامیر شرائُها و بیعها و تجارتها حرام بنحو اِلاطلاق. این یک روایت از رسول خدا بود که در اینجا ایشان بیان کردند.

