جلسه ۱
2فرض بکنید که مثل سِکّین، استفادۀ سکّین برای وسائل عادی مانعی ندارد. اما استفاده سکّین برای امور محرم حرام است. یا اینکه فرض کنید که در مورد خمر هم همین طور است، در روایات وارد است که فروش عِنَب بِهِ صانع الخمر یا به بیاع الخمر حرام است و در اثم آن بیّاع خمر این بایع عِنَب هم دخیل است، چون این وسیله را برای استفادۀ حرام در اینجا به کار میگیرد و انسان هم عَن علمٍ این عمل را انجام میدهد، از روی علم است، از روی بصیرت است. یا حتی در مورد دابّه هم همین طور است، اینها را در مکاسب محرمه خواندیم دیگر، روایاتش هم خب در آنجا ذکر شده است. یا در مورد دابّه نفس خود کرایۀ و اشتراء و اجارۀ دابّه و امثال ذلک، اینها حرام نیست اما کرایۀ دابّه و اشترائش به بایع خمر و به حمال خمر، این خودش حرام ست و در این مطلب هیچ شکی نیست.
ظاهراً حضرت موسی بن جعفر، امام کاظم علیه السلام به صفوان جمال فرمودند: شنیدم که شترانت را به هارون کرایه دادی، اجاره دادی.
گفت: بله.
حضرت فرمودند چرا این کار را کردی؟ مگر نمیدانی که هارون غاصب خلافت و ظالم به ما اهل بیت است؟
گفت من برای حج کرایه دادم، برای انجام امور حج این کار را انجام دادم.
حضرت فرمودند که آیا انتظار داری که او زنده بماند در این مدت که برود حج و برگردد و پول کرایه و ثمن کرایۀ تو را اداء کند؟
گفت: بله یابن رسول اللَه.
حضرت فرمودند کسی که برای بقای یک ظالم- واقعاً خیلی عجیب است!- واقعاً کسی که انتظار بقاء یک ظالم را داشته باشد، در همان جایی خواهد بود که آن ظالم در آنجا است، فرق نمی کند!
بعد صفوان رفت و این مسئله را فسخ کرد.
و این خیلی مسئلۀ مهمی است ها! این مسئله بسیار مسئلۀ مهمی است که چطور انسان با کارهای خودش، ندانسته یک ظلمی را تثبیت می کند، ابقاء می کند! و این می گوید خب من کاری نکردم، فرض کنید که آمدم این کار را انجام دادم. فرض کنید که یک شخصی هست که این آدم منحرفی است، شما می خواهید چیزی بخرید، بروید از مغازۀ این شخص بخرید. اگر بخواهید بروید بخرید، نفس رفتن در این مغازه خودش تأیید است، یعنی تأیید آن ظلم است، چرا؟ چون آن چه که موجب میشود که یک شخص در ظلم باقی بماند و استمرار در ظلم پیدا بکند، آن عبارت است از کیفیت تعلقیۀ نفس که آن کیفیت تعلقیۀ نفس، احساس عدم اعتراض است از ناحیۀ دیگران و اینکه دیگران بر او اقبال کنند، و این احساس عدم اعتراض او را پیش ببرد، یعنی حرکت بدهد، اما اگر احساس بکند این اعتراض و ابتعاد مردم را از او، خب این به کارش ادامه نمیدهد، مشخص است که ادامه نمیدهد. همیشه ظالم بواسطۀ آن تعلقی که در نفس دارد نسبت به مسائلی که در حواشی او و در خارج از وجود او قرار دارند، بواسطه آن این ظلم کم و زیاد میشود.

