جلسه ۱
6سؤال: چون شم الفقاهه و اجتهاد خودش را از آقا رحیم گرفته است حکم به حلیت کرده است؟
جواب: نخیر، ایشان قائل به حلیت بوده است،
سؤال: آقای همایی؟
جواب: بله. من نسبت به حاج آقا رحیم هم شک دارم، از این باب که ایشان چون اقرار کرده است و گفته بوده است که مبنایش، و در نوشتههایش هم هست که من از حاج آقا رحیم گرفتم، از این باب احتمال اینکه قائل به حلیت هم بوده در اینجا قوی است. و همین طور بعضی از آقایان دیگر، آنها هم نسبت به این مسئله دیده شده است که اینها قائل به حلیّت نفس ضرب آلات بودند الاّ اینکه مورد موردی باشد که همان طوری که گفتیم غناء باشد، و غناء بر همان مجلس مُلهی در اینجا حمل میشود که آن مجلس ملهی باشد. به عبارت دیگر کیفیت ضرب این آلات موجب حرمت است نه نفس ضرب این آلات. همان طوری که در غناء کیفیت ترجیع آن صوت ملهی موجب حرمت و تحقق معنای غناء است نه نفس صوتی که در ترجیع است، آن اشکالی ندارد. حالا مسئله در باب موسیقی یک قدری اوسع از باب غناء است و انشااللَه ما آن مطالب را ذکر میکنیم.
روایاتی که در باب حرمت استعمال آلات غناء هست یکی روایت کافی است؛ قال سمعت ابا عبداللَه علیه السلام یقول ان الشیطان ان یقال لَهُ القفندر هو ضرب فی منزل رجل اربعین صباحاً بالبربط و دخل الرجال وضع ذلک الشیطان کل عضوٍ منه علی مِثلهِ من صاحب البیت، تا چهل منزل اگر بربط زده بشود و مردان بیایند و بنشینند و خلاصه مجلسشان، مجلس لهو و اینها باشد، وضع ذلک الشیطان کل عضوٍ منه علی مثله، شیطان میآید هر عضوش را میگذارد روی همان عضو مرد. فرض کنید دستش را میگذارد روی دست این مرد، سرش را میگذارد روی سر این مرد، خلاصه علی کل حال، ثم نفخ فیه نفخة یک نفخهای میکند فلا یغار بعدها حتی تُوتی نساؤه فلا ؟ این دیگر بله! ببینید در اینجا ندارد که در این مجلس چه نحوه زده بشود وچه قسم زده بشود، دارد که اذا ضرب فی منزل رجل اربعین صباحاً بالبربط...

