اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۱

4
  • و بر همین اساس بود که مرحوم آقا فرمودند که از وقتی که این دولت قطع نسل را تأیید کرد، دیگر من در نماز جمعه شرکت نمی‌کنم! یعنی شرکت ایشان در نماز جمعه این تأیید است، کسی که در نماز جمعه می‌آید به عنوان تأیید می‌آید. الان مسئلۀ نماز جمعه از مسئلۀ شرعی تبدیل به یک مسئلۀ سیاسی شده است 

  • حالا در مسئلۀ موسیقی ببینیم که آیا خود نفس موسیقی فی حد نفسه حرام است ولو اینکه شخصاً و انفراداً استعمال آلات موسیقی بشود در اینجا یا اینکه استعمالش به خاطر مجالس لهو و لعب است؟ یعنی چون آلات موسیقی در مجالس لهو و لعب استعمال می‌شود به این خاطر شرکت در این مجالس حرام است اما خود آلات موسیقی حرام نیست، به عبارت دیگر همان شبهه‌ای که در باب غناء بود و از باب شبهۀ مفهومی بواسطۀ اجمال دلیل نسبت به غناء و عدم فهم صحیح، حالا آن طور که آقایان مطرح می‌کنند البتّه خب برای ما مطلب مجهولی نماند، آن طوری که مطرح می‌کنند که آیا بکُل صوتٍ فیهِ ترجیع غناء می‌گویند یا بکُل صَوتٍ فیه ترجیعٌ با یک لحن خاص نه هر ترجیعی، به آن غناء می‌گویند؟ و همان کیفیتی که مغنیه دارد و با آن غناء می‌کند این اشکال دارد؟ همان شبهۀ مفهومی در باب موسیقی و استعمال آلات موسیقی هست. ولی مطلبی که در اینجا هست و در آنجا نیست این است که ما در باب غناء خب داریم لیسَ منّا من لم یتغن بالقرآن یا تغنوا بالقرآن یا رجع القرآن ترجیعا و امثال ذلک، ما در مورد قرآن و در مورد اصوات داریم، اما ما روایتی نداریم که در آن امر به ضرب فرض کنید که عود و دف و مزامیر و کوب و بَرَبط و اینها شده باشد. یعنی یک روایتی که در آن تجویز اینها هست نداریم.

  • آنچه را که استفاده می‌شود این است که آیا از باب لهو این حرمت مترتّب بر آلات موسیقی است؟ یعنی تمام شبهه در اینجا است که آیا استعمال آلات موسیقی از باب لهو است؟ اگر از باب لهو باشد، خب لهو یک مفهومی دارد، و دوباره این مفهومش قابل تشکیک است. یعنی شبهه دوباره شبهۀ مفهومیه می‌شود که آیا این را لهو می‌‌گویند یا نمی‌گویند؟ حالا مجلسی که در آن زده بشود، اگر مجلسی باشد که مجلس لهو و لعب باشد، فرض بکنید که زن بیاید بخواند، شُرب خمری در آن باشد، این داخل در مجلس لهو می‌شود. اما اگر نه فرض کنید که واقعاً چند نفر می‌آیند در یک مجلسی و می‌خواهند استفادۀ معنوی کنند نه استفادۀ...، اینهایی که می‌آیند می‌نشیند می‌زنند دیگر، حالا فرض کنید که شعر حافظ می‌خواهند بخوانند، اشعار مولانا را می‌خواهند بخوانند، مجلس شرب خمر نیست یا اختلاط بین زن و مرد هم نیست، فرض کنید یک جلسه‌ای می‌گذارند و یک خواننده ای می‌خواند، حالا فرض کنید که مرد هم هست و اتفاقاً قشنگ هم می‌خواند، یعنی به نحوی که لَو لا این ضرب عود و آلات موسیقی، خود استماع این صوت اشکالی ندارد؛ خیلی از این خواننده‌ها هستند و اینها اشعار حافظ را می‌خوانند، خود صوت اینها اشکال ندارد، صوت قشنگ و فیه ترجیعٌ و غناء هم نیست، نه مفهوم، مفهوم مُلهی است و نه کیفیت صوت، کیفیت ملهی است. اما صحبت در این است که آیا یک همچنین صدایی با اجتماع یک همچنین شرائطی، از باب لهو عرفی این لهو نیست، یعنی یک مجلسی است که فرض کنید که واقعاً بعضی ها هم با این نیت می‌روند، یعنی نیتشان هم این است که بروند که به قول معروف حالی پیدا کنند، نمی‌روند[ به خاطر اینکه] حالا بزن و بکوب در آن باشد و کیفیت، کیفیت مُلهی باشد، نه[به این خاطر نمی روند،] منتهی تصورشان بر این است که حال در این مجلس است، حال در این مجلسی است که همراه و مصاحب با صوت هم فرض کنید که در آن دف و مزامیر و بربط و عود و عیدان و این مسائل هم باشد، به خیال خودشان حالشان هم حال روحانی می‌شود و...