جلسه ۹
7علیٰ کل حال شکی نیست در اینکه قرائت قرآن با آلات موسیقی، قطعاً حرام است و هیچ شبههای در این مطلب نیست. و همین طور اگر قرآن با لحن غناء محرم[قرائت شود]، یعنی همین غنایی که این غناء موجب لهو است، آن هم قطعاً حرام است و در این مطلب هم هیچ شکی نیست و روایات هم ناظر به این مطلب است. علاوۀ بر این اصلاً موجب هتک قرآن است. یعنی مسئله فقط جنبۀ محرم بودن نیست، مُلهی بودن نیست، اصلاً موجب هتک قرآن است. و هر شخصی میفهمد که این کلام مورد هتک واقع شده است، این کلام الهی ارزش خودش را در عالم بهیمیت از دست داده است. خب این هم از این طرف.
حالا با توجّه به تفاسیر و تعاریف مختلفی که راجع به غناء شده است، اگر برای ما شبهۀ موضوعیه یا مفهومیه پیدا بشود، مفهومیه از نقطۀ نظر اصل که آقایان میگویند که نسبت به مفهوم غناء ما شک داریم و به واسطۀ شبهۀ مفهومیه، طبعاً شبهۀ موضوعیه متولد از آن خواهد بود. و آن[(شبهۀ مفهومیه)] نسبت به این[(شبهۀ موضوعیه)] حکم اصل سببی را دارد نسبت به مسببی و ناظر به این است. اگر برای انسان شبهۀ مفهومیه نسبت به غناء پیدا بشود یا بنا بر قول ما که شبهه، شبهۀ موضوعیه پیدا بشود، یعنی فرض کنید که در مفهوم غناء شک نیست، غناء دارای دو مفهوم است، یک مفهوم حلال و یک مفهوم حرام، اگر انسان در یک مصداقی شک کند که آیا این مصداق داخل در غنای محرم است یا داخل در غنای محلله، بنا بر رأی ما و اما بنا بر رأی و اعتقاد بعضی از دیگران که شبهه را شبهۀ مفهومیه میدانند، در اینجا وظیفۀ مکلف چیست؟ آیا در اینجا جا جای احتیاط و توقف است یا اینکه اینجا جای اجرای برائت است؟ حالا برائت شرعیه یا عقلیه، آن دیگر بحثش جدا است. یک فکری راجع به این مطلب بکنیم و ببینیم که اینجا چه باید کرد؟

