جلسه ۹
3سؤال: این روایت الان خودش دارد در اینجا؟
جواب: همان، تکونُ للرَّجُلِ تُلهی، او را به لهو در میآورد، خب چه طوری به لهو در میآورد؟ لعلَّ اینکه منظور حضرت با آلات باشد یا در مجلس باشد. در اغلب این موارد یا اکثر این موارد، اصلاً رسم بر این بود که وقتی یک جاریه را میگرفتند برای خودش نمیگرفت، میگرفت با که او مجلس ترتیب بدهد، چه طور اینکه میگفت تکون علیها الرجال بشود، این مسئله اصلاً غلبه داشت نه اینکه حالا فقط بیاید برای خصوص مرد، اصلاً صدایش را هم نامحرم نشنود، در اتاقها را هم ببندند، بدون آلات و ادوات هم باشد. چون اغلب این جاریه ها همراه [با صدای] خودشان عود و مزامیر و بربط و اینها هم میزدند، یعنی این یک امر متداولی بود، کاَنَّ یک نوع کثرت مصداق در این مورد خاص شده بود، صرف صوت زن برای مرد نبوده است. جاریه را میخریدند...، فَلهذا داریم که امام علیه السلام وقتی که- روایتش را دیروز عرض کردیم- وقتی که حضرت از آن عجوزه سوال میکند که این را میفروشی؟ میگوید که بمثلک لا یشتریهما، یعنی این مال مجالس است و الاّ اگر فرض کنید که...، آن زن سؤال نکرد که مثلاً آیا برای شخص خودت میخواهی یا اینکه نه برای ...؟ چه طور اینکه فرض کنید که راجع به ...،
الان این مسئله به ذهنم آمد، یک روز هارون داشت با بعضی از اصحابش من جمله فضل بن یحیی برمکی میرفت برای صید، اصطیاد و اینها. فضل از هارون جدا افتاد، افتراق بین فضل و بین هارون افتاد، فضل رفت به یک سمتی و رسیدند به یک خیمه، به یک مُخَیمه ای رسیدند در آنجا. در دست فضل یک تار یا عودی بود، وقتی صاحب خیمه آمد بیرون، تا نگاه کرد[و آن تار یا عود را در دست فضل دید] آن عود را گرفت و زد زمین و شکست و انداخت و اینها، فضل هیچی به او نگفت، دید اگر اینجا بخواهد سر و صدایش در بیاید، خلاصه خیمه هست و افراد میآیند و ترتیبش را میدهند. صبر کرد بالاخره در همین حین ... گفت این عود وسیلۀ برای حرام است و من وسیلۀ حرام را شکستم و از بین بردم.

