اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۹

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۹

8
  • علیٰ کل حال من در اینجا حکم را نسبت به این موضوع بیان نمی‌کنم که الان در اینجا جای احتیاط است یا جای برائت، البته بعداً خواهیم گفت که اینجا جای احتیاط است، ولی الان فعلاً بحث را مطرح نمی‌کنم. این بحث را موکول می‌کنیم به جریان برائت در شبهات موضوعیه که آیا در شبهات موضوعیه با تنجُّز تکلیف یا در شبهات مفهومیه با اجمال در نصّ، حکم مورد غناء در آنجا مشخص می‌شود که حالا انشااللَه در بحثهای آینده ما دیگر کم کم به آنجاها خواهیم رسید. 

  • پس بنابراین اگر مورد ما شبهۀ مفهومیه باشد، از باب اجمال نصّ است، یعنی از باب اجمال نصّ این در اینجا، در شبهات مفهومیه که برگشتش به شبهات حکمیه است چون از ناحیۀ شارع این اجمال برای ما آمده است نه از ناحیۀ موضوع، در آن موارد آیا وظیفه و تکلیف احتیاط و توقف است یا اینکه در آنجا اقدام و اباحۀ در ورود در شبهه است؟ یا اینکه شبهۀ ما شبهۀ موضوعیه است یعنی بعد از تنجّز تکلیف و بعد از صراحت در تکلیف و بیانیت دلیل، در آنجا اگر ما در یک شبهۀ موضوعیه‌ای قرار گرفتیم، در اینجا باید ببینیم که آیا در این مسئله جا جای برائت است یا نه؟ 

  • ممکن است شخصی بگوید که مورد، مورد شبهۀ بدویه است. مثل اینکه فرض کنید که با تنجز از حرمت خَمر ما در یک مورد ماء شک می‌کنیم، این شبهه شبهۀ بدویه است. پس بنابراین اقتحامش اشکالی ندارد.

  • ممکن است شخصی این شبهه را جزو مواردی بداند که خارج از شبهۀ بدویه است و برگشت این قضیه به یک نوع احتراز از وقوع در هلکه است که به واسطۀ عدم احراز جهات موضوع برای انسان پیدا می‌شود. این مطلب را من اول گفتم حالا بحثش برای بعد است.

  • ببینید در بعضی از اوقات موضوع برای ما مشخص است، مائیت ماء برای ما مشخص است، خمریت خمر برای ما مشخص است. اولاً بلا اول ما شک در مائیت ماء می‌کنیم یا در خمریت خمر می‌کنیم، خب ممکن است در اینجا بگوییم که شبهه، شبهۀ بدویه است و اقتحام در آن جایز نیست. گرچه در همین جا هم محل بحث است، نسبت به خود مورد تفاوت پیدا می‌کند. ولی یک وقتی نه، شبهه، شبهۀ موضوعیه است، در این مسئله شکی نیست، شبهه از عدم اطلاع ما بر جهات جانبی و شرایط تحقق موضوع ناشی می‌شود که بحث غناء از آن موارد است. یعنی به واسطۀ عدم اشراف بر نفس و بر کدورت و ظلمانیت و نورانیت نفس، چون ما واقعاً آن احاطۀ کامل بر موضوع را نداریم اینجا شبهه پیدا می‌شود. اگر ما اشراف داشته باشیم این شبهه پیدا نمی شود. این شبهۀ موضوعیۀ ما با آن شبهۀ موضوعیه‌های دیگر فرق می‌کند. انشااللَه این باشد برای بعد.