جلسه ۷
6عرض شد که مرحوم شیخ حُرّ آملی نسبت به این روایت اعتراض کردند و چون در سند این روایت علی بن ابی حمزه هست در اصل روایت تشکیک کردند یا اینکه آن را حمل و توجیه و تأویل کردند بر تعاویل و توجیهات غیر متین.
علیٰ کُلِ حال صحبت در این است که بالاخره شما این روایت را قبول دارید یا ندارید؟ اگر قبول ندارید صاف بگذارید کنار! اگر قبول دارید پس چرا میگویید که سندش فلان است؟ فلانش فلان است؟ یکی از مصائب ما این است که اول میروند سراغ سند، سند را میگذارند کنار، بعداً میآیند میگویند که بر فرض صحت، به اینها حمل میشود! خب اینکه صحیح نیست، اگر شما این را قبول دارید بیایید توجیهش بکنید بگویید این روایت درست است و...، اگر هم قبولش ندارید و میگویید سندش ضعیف است خب دیگر چرا میآیید تأویل میکنید؟ توجیه کردن در اینجا معنا ندارد. حالا لعل اینکه اینها جواب بدهند و بگویند ما از این نظر توجیه میکنیم که لو فُرض که شخصی این روایت را قبول بکند این روایت به این مسائل توجیه میشود. اما همان طوری که عرض شد، این ترجیع، عبارت است از تحسین صوت و تحسین صوت اشکال ندارد تا اینکه حالا شما در سندش بحث کنید یا قائل به تأویل بشوید.
ترجیع عبارت است از تحسین صوت و تحسین صوت، مستحسن است و این هیچ ارتباطی با غناء ندارد همان طوری که سایر روایات بر این مسئله دلالت میکند، سایر روایاتی که میگویند اِقرأ القرآن بالحان العرب و ایّاکم و لحون اهل الفسق و الغناء و الکتابیین، تمام اینها حکایت از این میکند که نفس ترجیع قرآن و قرائت قرآن به ترجیع، هیچ گونه اشکالی بر این مترتب نیست.
همان طوری که قبلاً عرض شد و امروز هم چند تا از این روایتها را عرض میکنیم، صحبت راجع به غناء در این است که ارتفاع و انخفاض و تدویر صوت در حلق و دهان و فم به نحوی باشد که آن تدویر و انخفاض و ارتفاع مناسب با مجالس لهو و لعب باشد، به این غناء، غنای مصطلح میگویند. آنچه که از آن معانی بدست میآید این است.

