جلسه ۷
5جواب: خب دیگر گاهی اوقات مصلحت است، مصلحت ثانوی ممکن است تقدّم پیدا بکند و...، البتّه اگر من به جای آقای بروجردی بودم این کار را نمیکردم ولو اینکه هر چه میخواهد بشود. این یک افتخار برای روحانیت است که تا به چیزی یقین ندارد[ به آن ترتیب اثر نمی دهد.] مردم میگویند هر جا به نفعشان است اینها سر را میچرخانند! این همین است دیگر. حالا آنها(مردم) هم میفهمند، آنها زودتر از ما قضایا را میفهمند، خوب هم میفهمند که هر جا به نفعشان...
یک کتابی دارد عَلَم، خاطرات عَلم، من این کتاب را یک وقتی مطالعه میکردم، دو جلد است. مطالب خوبی در آنجا هست، یعنی با همۀ فسادی که علم داشت دارد، خب این عَلم خیلی آدم فاسدی بود دیگر، ولی خب از نظر اطلاع بر اوضاع، مطالب خوبی میشود گیر آدم بیاید. راجع به یک نفر از او سؤال میکنند، اسم نمیبرم، میگوید: عجب آدم مادر فلانی است! اسم میبرد، ظاهری فریبنده و باطنی منافق دارد. اما نسبت به یک شخص دیگر که خب ما هم او را آدم خوبی میدانیم میگوید: نه، این آدم درستی است، در عین اینکه شدیداً ضد ما اقدام میکند ولی باطن او باطن خوبی است و معلوم است که از روی صدق این کارها را انجام میدهد. اینها هم خودشان همه را میشناسند، و آن آدمی که این حرف را میزند من میدانم آن ملون المزاج است! از اینهایی است که نان را به نرخ روز میخورد و هر روزی برای یک... و الان هم از دنیا رفته است، خدا بیامرزدش. اینها میدانند دیگر قضیه چیست.
به خاطر اینکه آبرویتان نرود روزۀ مردم را باطل میکنید! این کار درست نیست.
اعوذباللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
بحث راجع به روایاتی بود که در آن روایات، ترجیع تقسیم شده بود به ترجیع غناء و ترجیع غیر غنا. و طبق روایتی که- البتّه در اینجا[(در این کتاب)] نیست- ابی بصیر از امام صادق یا امام باقر علیهما السلام نقل میکند که من گاهی اوقات که قرآن میخوانم شیطان میآید و میگوید که میخواهی مراعات کنی با اهلت، ریا کنی با اهلت و با افرادی که هستند، حضرت فرمودند که اعتناء نکن، انَّ اللَه یُحِبُّ ان یُقرِأَ القرآن و یُرجِّعَ فیه تَرجیعا، یا و رَجِّع بالقرآنَ تَرجیعا.

