جلسه ۶
8آقا آمده به کار ما ایراد گرفته است، بنده جوابش را دادم. جواب من را نتوانسته است بدهد یا علیٰ ایِّ حال توانسته ولی جواب نداده است، حالا هر چی، بلند میشود میرود این طرف و آن طرف میگوید آقا سید محسن هم مثل آقا سید محمد صادق است! اِ! آقا این که خیلی از مردانگی به دور است که شما به من ایراد بگیرید، بنده جواب شما را بدهم، بعد بلند بشوی بروی بگویی که ایشان هم مثل او است! آن یک جور، این یک جور! ما دو تا را بگذارد روی یک کفۀ ترازو! این درست است؟ بنده به شما یک اعتراضی بکنم که آقا شما فلان کار را کردی، شما هم جواب بنده را بدهی، بنده هم نتوانم جواب بدهم، ساکت بشوم، حالا به هر علتی نتوانم جواب بدهم؛ ولو قانع نشوم، ولی بالاخره جوابتان را نتوانستم بدهم دیگر.
به من میگویند آقا شما جلسات عنوان بصری دارید، گفتم اشکال شرعی دارد؟ شرعاً اشکال دارد؟ یا از نظر ظاهری مسئله مورد اشکال است یا از نظر باطن، از نظر ظاهری بگوئید کجای قضیه اشکال دارد؟ بنده در آنجا حرام ترویج میدهم؟ زنا ترویج میدهم؟ شرب خمر...؟ نوارهای بنده هم که همه جا رفته است، خارج از ایران هم دارد میرود. کدامیک از مسائل اشکال دارد بیایید بگویید. پس از نظر ظاهری که نمیتوانید اشکال بگیرید. از نظر باطنی، تو باطن میفهمی؟ آخر تو باطن را میفهمی بنده نمیفهمم؟ نه اینجا دیگر...! خب جوابی ندارد بدهد بعد بلند میشود می رود می گوید آقا سید محسن دائم دارد دور خودش مرید جمع میکند! فلان میکند! ای بابا تو که جواب ما را ندادی؟ تو که حرفی نزدی؟ تو که به ما اعتراض کردی ما هم که جوابت را دادیم؟ حالا بنده اگر بالای منبر می رفتم اشکال نداشت حالا چون پایین نشستم حرف میزنم اشکال دارد؟ اینها چیست؟ اینها دور از مردانگی است! یعنی یک آدمی که اهل مروت است این کار را انجام نمی دهد. حالا میروند این کار را انجام میدهند، خب بروند بدهند، خوش باشند، بروند بگویند، خب بنده چه کنم؟ ما چرا ناراحت بشویم؟ بعد افراد در مقابل [آنها] موضع میگیرند میگویند چرا موضع میگیرند؟ خب نگوئید، خودتان میروید میگویید بعد هم افراد موضع میگیرند، اعتنایتان نمیکنند، نوش جانتان! هر که خربزه میخورد پای لرزش هم مینشیند. اینکه صحیح نیست آدم بیاید فرض کنید که همین طوری بگوید و دیمی و فلان و این حرفها.

