جلسه ۵
9... نمیشود شارع چیزی را که مقرِّب باشد- این لغو میشود دیگر- آن را مُبعِّد بداند. اگر نفس آن عمل خارجی را ما ملاک برای آن[حکم بدانیم،] خب آن عمل خارجی یا کدورت زاست یا نورانیت زاست دیگر. یکی از این دو تا است. اما نکته در اینجا این است که اگر یک شخص مُشرِف باشد بر مسائل نفسانی و بر خودش و بر قضایا و تبعاتی که ممکن است بعداً پیش بیاید، میتوانیم بگوییم که نه، آن شخص فرض کنید که برایش اشکالی ندارد. ولی اگر مشرف نباشد لعل اینکه این حالت نورانیت فعلی، تبعات مفسده انگیزی داشته باشد و انسان غافل باشد. لذا احتیاطش این است که ترک کند. آخر بعضی ها مطرح میکنند که ممکن است یک چیزی مقرب باشد، اما شارع نخواهد! مگر شارع مثل ماست که دل بخواهی یک چیزی را بخواهد یک چیزی را نخواهد؟ دل بخواهی من میگوییم این را می خواهم، نه آن را میخواهم...
سؤال: از این جهت که مثلاً میگویند شارع حکم بر کلی کرده است نه اینکه تمام افراد را در نظر گرفته باشد و این حکم را داده باشد، حکم غالب افراد، آن وقت بعضی از نفوس مثلاً با شنیدن این اصوات ...
جواب: صحبت در تشخیص است، بحث نداریم، ممکن است شارع حکم به اغلبیت کرده باشد، اما تشخیص اینکه این مصداق از آن است یا از این، این با چه کسی است؟
سؤال: خودش میبیند که الان حال فعلی او...
جواب: بیخود میبیند! آنهایی که عرق میخورند مَست میکنند آنها هم خیلی چیزها میبینند! حال خوشی پیدا کردهاند و دیگر توحیدی به همه نگاه میکنند! یا آنهایی که همین مُخدرات و چیزهای تخدیری را استفاده میکنند آنها هم احساساتی دارند، حالتی و بهجتی و مدرکاتی و ... اما اینکه الان این چه اثراتی دارد روی نفس آنها میگذارد و آن حقیقت و اصل را دارد از بین میبرد و فقط یک صوری دارد...، این را که نمیفهمند. آنها را از آن کِشِش ساقط می کند، یک سری موهومات و چیزهای عرضی را برای آنها جلوه میدهد خیال میکنند مسئله همین است! انبساط پیدا کردهاند! شور و شعف و...!

