اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۵

6
  • یا در وَ اِجْتَنِبُوا قَوْلَ اَلزُّورِ ، اَلزُّورِ به معنای کذب و باطل است. اَلزُّورِ به معنای هر چه که بطلان دارد و کذب را هم از این نظر به آن می‌گویند کذب که قَوْلَ اَلزُّورِ است، چون کذب خالی از حقیقت است و بطلان در او سریان دارد، حق در او وجود ندارد، از این نظر به آن زور گفته می‌شود که در اینجا امام علیه السلام می‌فرماید: منه الغناء، که قَوْلَ اَلزُّورِ مصادیق متفاوتی دارد که یکی از آن مصادیق، غناء است.

  • پس بنابراین اولاً بلا اول ما باید بدانیم منظور از این آیات که ائمه آمدند تفسیر کردند چه نوع غنایی است؟ آیا غنای به معنای لُغوی است که صرف ترجیع و تحسین صوت است؟ اگر این است که این لَهْوَ اَلْحَدِيثِ نیست، اصلاً آیه این را نمی‌گوید. مثل اینکه فرض بکنید که آیه راجع به حج بیاید بحث بکند اصلاً به غناء چه مربوط است؟! این را می‌خواهم خدمتتان عرض کنم تا اشکال مرحوم شیخ حر آملی بر روایات روشن بشود که اصلاً ایشان این مسئله را متوجه نشده، یک غناء در ذیل روایت دیده آمده هر چه روایت مربوط به این است گذاشته کنار! خود این آیه دارد مصادیق خودش را بیان می کند، ما اصلاً نیازی به روایت نداریم. خود این آیه دارد آن بطلان و لغویت را بیان می‌کند و مسلم است یک شعری که آن شعر با ترجیع صوت باشد و مستحسن باشد و شعر الهی باشد و دارای حکمت و موعظه باشد هیچ وقت این لَهْوَ اَلْحَدِيثِ نیست، کجایش لَهْوَ اَلْحَدِيثِ است؟ لَهْوَ اَلْحَدِيثِ نیست.

  • اگر قرار بر این باشد که شما شعر را بخوانید بدون ترجیع که آن اصلاً غناء نیست. اصلاً خیال می‌کنم انسان، مورد استهزاء افراد و مخاطبین واقع بشود که بیاید یک شعر را، حتی آیۀ قرآن را به یک نحوی بخواند مثل این بچه‌های کلاس اول و دوم که یک چیزی را حفظ می‌کنند، همان طور به یک روال، به یک صدا، نه بالا دارد نه پایین دارد می‌خوانند تا آخر، آدم به خط دوم که می‌رسد خوابش می‌برد! این که اصلاً...، این آیه را بخواهید بالا و پایین ببرید می‌شود غناء، یعنی هم اینکه می‌خواهید تحسین بدهید به آیه، این لازمه‌اش ترجیع است. تحسین ندهید به آیه، این آیه مسخره می‌شود، این کلام و صوت یک صوت لغوی خواهد بود از این نقطه نظر، پس بنابراین، این چیزی است که طبع انسانی از آن تنفر دارد. اینی که ما غناء را صرف ترجیع بدانیم و حرام، اصلاً طبع اولی انسان از آن تنفر دارد. چون شما هر چیزی را بالاخره بالا و پایین می‌برید، حالا آن بالا و پایین بردنش تفاوت می‌کند، هر صدایی را شما بالاخره یک گردشی، تدویری، یک چیزی در آن می‌دهید و همین را ما در زمان ائمه هم می‌دیدیم.