جلسه ۴
4یعنی این ادلۀ احتیاط، چه شما بگویید ارشادی است چه بگویید مولوی است، من میخواهم اصلاً در این جا ارشادی و مولوی را بردارم، بحث وجوب نفسی و بحث وجوب غیری این یک بحث دیگر است، این را ما در بحث مولوی و ارشادی نباید بیاوریم که آوردند و قاطی کردند. یعنی بحث وجوب نفسی و غیری و طریقی را آوردند با بحث مولوی و ارشادی قاطی کردند. من میگویم ولو اینکه این وجوب، وجوبش مولوی است اصلاً ما میگوییم مولوی است، ولی این وجوب مولوی به دو لحاظ بیان میشود، ممکن است خود ما این را بفهمیم، مولا وقتی که امر میکند یک وقت امر میکند علی ای حال این باید انجام بشود، یک وقت مولا امر میکند برو این را انجام بده برای یک جهت دیگر. در اینجا درست است که تحفظ از آن، منوط به نظر مولاست ولی پشت قضیه امر مولاست. امر مولایِ در اینجا مد نظر هست،...
اتفاقاً یک وقتی سابق صحبتی بود از مرحوم آقا، ایشان یک وقتی میفرمودند: گاهی اوقات من وقتی به شما امر میکنم، با وجود این که میدانید آن کار را انجام دادید، باید بروید انجام بدهید! این خیلی مهم است ها! مثلاً به فلان کس گفتیم آقا فلان کار را انجام بده، سه روز گذشته، دوباره می گویند آقا برو به فلان کس بگو...، ما نمیبایست به ایشان بگوییم آقا ما سه روز پیش گفتیم! بلکه باید بلند شویم برویم به فلان کس بگوییم که مثلاً آقا گفتند فلان کار را انجام بدهید. چرا؟ به خاطر اینکه در بسیاری از موارد ما علم به واقع نداریم. یعنی علم نداریم بر اینکه این امری که الان مولا دارد میکند به چه داعی دارد این امر را میکند، ما خیال میکنیم به خاطر تحفظ بر آن مامور است ولی شاید یک داعی دیگری داشته باشد. این است که اسمش را میگذارند مصلحت نفسیه، یعنی یک مصلحتی در احتیاط است که آن مصلحت را ما نمیدانیم چیه، به خاطر آن مصلحت میگویند که برو انجام بده. مکلف هم دوباره باید انجام بدهد. منتهی در مورد احکام عمومی به صورت عام است و لذا اشکال به آن وارد میشود. معنی ندارد بالاخره خب احتیاط به خاطر همین است دیگر، مصلحت سلوکیه و این حرفها دیگر معنی ندارد مگر در مقام ابهام و کلی گویی و مجمل، از این قضیه رد بشوند، اما اگر ما بیاییم خلاصه قضیه را یک مقداری محدودش کنیم در موقعیت خودمان حداقل، میبینیم نه ممکن است هزار تا مصلحت اینجا باشد که یکی از آن مصلحتها اتیان فعل در خارج است، مسائل دیگر در اینجا ممکن است مطرح باشد و از دید ما مخفی است و وقتی که او امر مجدد میکند اگر ما نرویم انجام بدهیم، ترک آن مصالح نفسیه است.

