اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۴

3
  • اشکال من در این جا این است که اگر در روز قیامت خدا از ما سؤال کرد با وجود این که ما به تو گفتیم احتیاط بکن و امام ما و مسئول دین ما که امام کاظم باشد، امام صادق باشد آمد گفت احتیاط بکن و تو احتیاط نکردی و به واقع نرسیدی ما چه جوابی داریم که بدهیم؟ حالا یک وقتی ما احتیاط نمی‌کنیم و واقعی هم وجود ندارد، خب آن جا می‌گوییم که مسئله...، یعنی من می‌خواهم این را خدمتتان عرض کنم که این مسائلی که در آمده به عنوان اوامر ارشادی و اوامر مولوی، ما اصلاً از اینها نداریم، ما یک اوامر بیشتر نداریم آن هم اوامر مولوی است، اوامر ارشادی به عنوان این که یک مسئلۀ جدا باشد نداریم. آن چیزی را که مولا می‌گوید آن مولوی است، تمام شد، ما ارشادی دیگر نداریم. یعنی آن چیزی را که مولا می‌گوید بر اساس آن گفتن، روز قیامت اخذ می‌کند. حالا آن چیزی را که مولا می‌گوید به خاطر نفس آن موضوعی است که این امر بر محور آن موضوع جعل می‌شود یا بر اساس یک واقع دیگر است ما نمی‌دانیم. آن چیزی که وظیفۀ ماست باید انجام بدهیم. 

  • بله ممکن است مولا منظورش به خاطر تحفظ بر واقع باشد، ولی اگر ما آمدیم و گفتیم که منظور مولا از این امر امر ارشادی است و ما به این امر مولا عمل نکردیم و در واقع آن مسئلۀ واقع فوت شد، آیا در این جا ما مؤاخذ هستیم یا نیستیم؟ این مسئله است. یک وقتی ما مطلب را از باب حکم عقل مد نظر قرار می‌دهیم، خب حالا بیاییم بگوییم کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و امثال ذلک، به این مسائل کاری نداریم اما باز از شرع دلیلی بر وجوب نداریم، آن جا می‌توانیم روز قیامت بگو‌ییم که خب بابا اینها...، گرچه خدا می‌گوید عقل تو که گفت در این جا احتیاط بکنی خب چرا نکردی؟ می‌گوییم خب دلیلی نداشته و بر این اساس حکم عقل را ارشادی تلقی کردیم. گفتیم این عقل در این جا حکم به ارشادی می‌کند. ولی یک وقتی می‌گوید آقا حُجَج من آمدند گفتند بکن، تو چرا نکردی؟ دیگر نمی‌توانیم بگوییم در این جا عقل است. آن وقت در این جا چه کسی آمده گفته که اینها ارشادِ به حکم عقل است؟ و...؟ این حرفها چیست؟ امام می گوید در این مورد باید احتیاط بکنید، تمام شد و رفت. حالا این حرف امام ارشاد به حکم عقل است! نخیر ارشاد به حکم عقل نیست، می گوید اصلاً دلم می‌خواهد، اصلاً عقلی هم وجود ندارد، اصلاً عقلی وجود ندارد. فرض کنید که امام باقر علیه السلام می‌فرماید که شما باید در مورد شبهات تحریمیه و وجوبیه احتیاط بکنید، حالا چه تو عقل داری یا اصلاً عقل هم نداری، خب منِ امام باقر می‌گویم باید احتیاط بکنی. اگر قرار باشد بر این که من این امر امام باقر علیه السلام را ارشادی بدانم و بر طبق آن ارشادی عمل نکنم و بعد مخالفت با واقع بشود، آیا در روز قیامت مؤاخذ هستم یا نیستم؟ هستم. اگر بیایم عمل بکنم خب این می‌شود عین وجوب احتیاط دیگر. حالا شما چه بگو ارشادی چه بگو مولوی، دیگر چه فرقی می‌کند؟ اگر عمل می‌کنی پس بنابراین این بر ادلۀ الناس فی سعة ما لا یعلمون ورود پیدا می‌کند چون در این جا جعل تکلیف می‌کند. اگر عمل نمی‌کنی پس بنابراین اگر موافق با واقع شد، خب حالا ما نمی‌دانیم خدا با تو چکار می‌کند، اگر موافق با واقع نشد بالاخره شما مخالفت با امر امام را کردی یا نکردی؟ تو معاقبی. پس بنابراین در هر حال این ادله ترجیح پیدا می‌کند.