جلسه ۴
2وقتی که حضرت میگوید احتیاط کن در حالی که منظور حضرت فرض بکنید که نوع دیگر است خب باید بیان کند. خب حضرت در این جا نمیخواهد یک مورد شبهه از یک شخصی فوت بشود، نمیخواهد، این را به چه بیانی بیان کند؟ ارشادی و مولوی را ما آخوندها در آوردیم! اصلاً آن زمانها این چیزها نبوده! اصلاً موسی بن جعفر فکرش را هم نمیکرد حالا فرض بکنید که بعداً یک عده آخوند بیایند روایاتشان را این طوری مولویش بکنند، ارشادیش بکنند، جعل حکم ظاهر در قبال واقع کنند، تقطیع کنند و ...! این حرفها اصلاً نبوده. آقا در مورد این شبهات احتیاط بکن، در مورد این شبهات احتیاط نکن، سفرهای پهن میشود احتیاط نکن، در این موارد احتیاط بکن، خیلی خب ما میفهمیم آقا در این موارد باید احتیاط کرد، این موارد را هم نباید احتیاط کرد. همین یک روایتی که از امیرالمؤمنین علیه السلام است که اگر در یک سفره مطبوخ است...، خب شما از این چی میفهمید؟ این را میفهمید که در موارد شبهات موضوعه نباید احتیاط کرد دیگر، این دیگر خیلی قضیه روشن است.
حالا در قبال این با وجود این که ائمه میدانند این روایت از امیرالمؤمنین آمده و خود ائمه مصدر این روایت هستند، در عین حال یک روایات دیگری در بارۀ احتیاط جعل میکنند، باز ما بگوییم این ارشادی است؟ خب نمیتوانیم بگوییم دیگر که اینها ارشادی است. در وقتی که میدانم اَلنّاس فی سِعة ما لا یَعلَمُون هست، ... لاٰ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّٰ وُسْعَهٰا ... ﴿البقرة، ٢٣٣﴾ لاٰ يُكَلِّفُ اَللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا ... ﴿البقرة، ٢٨٦﴾ ... لاٰ نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا... ﴿الأنعام، ١٥٢﴾ ... لاٰ نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا ... ﴿الأعراف، ٤٢﴾ وَ لاٰ نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا وَ لَدَيْنٰا كِتٰابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ ﴿المؤمنون، ٦٢﴾ هست، این ادله از آیات و فلان هست، در عین حال ما میبینیم ائمه آمدند یک روایات دیگری هم در قبال این جعل میکنند که الزام بر احتیاط است...، الزام در آن است دیگر، فَحْطَت یعنی چه؟ تمنا نمیکند از ما، میگوید واجب است احتیاط کنید، این که واجب است احتیاط یعنی چه؟ در فکر تحفظ بر حکم واقع باشید...

