جلسه ۴
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
[ظاهراً این مجلس در ادامۀ مباحث غناء نیست و اشتباهاً با این شماره در این سری دروس فقه قرار گرفته و شاید طبق قرائن موجوده در بحث، این مجلس یکی از مجالس درس اصول باشد]
... سفرهای پهن شده و در آن سفره لحم مطبوخ و امثال ذلک هست خب این از امام میآید سؤال میکند که من در اینجا چکار بکنم؟ حالا نمیآید بگوید که حکم واقع این لحم چیست؟ حکم واقع...؟ او میگوید من در ارتباط- مردم این طور هستند، در ارتباط با افعال خارجی برای رفع مشکل و رفع مهم از امام سؤال میکنند، اصلاً کاری به واقع ندارند، کاری به ظاهر ندارند- میآید از حضرت سؤال میکند من چکار کنم؟ چطور وضو بگیرم؟ اگر شک کردم چکار بکنم؟ یعنی مردم اصلاً در مقام واقع و ظاهر نیستند تا این که امام علیه السلام برای اینها جعل تکلیف ظاهری بکند در قبال واقعی و به عنوان ثانوی و عارض بشود و...! نه، میگوید من چکار بکنم در این جا؟ و از دقت مرحوم کمپانی در این جا این مسائل نشأت میگیرد. این دقتها- مرحوم قاضی هم میفرمودند- انسان را از مسائل عرفی بیرون میبرد یعنی دیگر آن فهم و آن سلاست عرفی که باید در یک فقیه باشد و بتواند از آن روایات استفادۀ همان حکم سلیس شرعی را بکند، از آن، مطلب را بیرون میآورد.
أَلنّاس فی سعة ما لا یَعلَمُون یعنی مردم در سعه تا وقتی که تکلیفشان را ندانند که چیه. حالا اگر ادلۀ احتیاط بیاید تکلیف را بیان کند آن هم با این مضامین خیلی سفت و محکم و عقاب و شداد و غلاظ و اینها، خب مردم نمیفهمند که در این جا باید احتیاط کرد؟ یعنی واقعاً بیننا و بین اللَه داریم میگوییم، واقعاً، اگر امام علیه السلام بگوید آقا در مورد شبهه وجوبیه باید احتیاط کنید، شما میگویید منظور از این حرف امام ارشاد است یا میگویید منظور مولوی است؟ نه، واقعاً دیگر! یعنی اگر امام صادق علیه السلام بگوید که در یک مورد شبهه تحریمیه باید در این جا احتیاط کرد، شما از امام سؤال میکنید آقا منظورتان ارشادی است بخاطر تحفظ بر واقع یا بخاطر جعل تکلیفِ ظاهری به عنوان ثانوی در قبال...؟ کدام یکی؟ حضرت میگوید به تو گفتم برو احتیاط کن، احتیاط بکن دیگر، این حرفها چیه میزنی؟! گفتم برو احتیاط کن، برو احتیاط بکن. این را مردم میفهمند.

