جلسه ۳
5علی ایِّ حال روایات دیگری را هم میآئیم نقل میکنیم.
... این روایات دلالت تام دارد و صریح هست بر اینکه غناء حرام است. در حُرمت غناء هیچ شکّ و شبههای نیست. با توجه به روایاتی که روز گذشته خواندیم که حلّیّت صوت حَسن و ترجیع را در قرآن اثبات میکرد، با توجه به تقابل بین روایات مختلف، انسان یک مسئله را متوجه میشود و آن این است که نفس ترجیع و نفس تحسین در صوت، آن غناء مَحَرم نیست. بلکه غناء عبارت است از یک نحوه صوت کلاسیک و یک نحوه صوتی که دارای ارتفاع و انخفاض و استدارۀ در حلق و فم است که بواسطۀ این ارتفاع و انخفاض و استداره، آن حال انسان از یک حال طبیعی عادی خارج میشود و انسان هم این را خودش میفهمد. مثلاً در بعضی از اوقات دیده شده که اگر یک موسیقیی زده میشود، حالا به اصل موسیقی کاری ندارم منظورم فقط آن صوت هست، حتی بچهها یک دفعه بلند میشوند شروع میکنند به حرکات غیر عادی و رقصیدن و اینها! در حالی که اگر هر چی هم قشنگ قرآن بخوانیم این کار را نمیکند، معلوم میشود که این نحوه ارتفاع و انخفاض من حیث لا یشعر، چون بچه که تقصیر ندارد، اختیار ندارد، یعنی فهم ندارد، شعور ندارد ، ولی این دلیل بر این است من حیث لا یشعُر، این ارتفاع و انخفاض یک اثری در آن نفس بوجود میآورد که عکس العمل و ظهور خارجیش به این کیفیت است که اگر شما حتی یک ساعت هم قرآن بخوانید بلند نمیشود برایتان برقصد، یا اینکه اگر حتی شعر هم بخوانید[ و تحسین در صوت] هم داشته باشید، این، این کار را انجام نمیدهد. خب این اثر را در بچه انجام داد و بچه هم این کار را کرد. همین اثر در ما هم بوجود میآید منتهی ما خودمان را کنترل میکنیم، ولی بالاخره این در ما هم هست نه اینکه در ما این اثر منتفی است، همین طور مثل دیوار نگاه میکنیم، نه، هست منتهی حالا کم و زیاد دارد. این منظور من است. حالا یا اینکه شما همین صدا را به توسط آلات و ادوات موسیقی القاء کنید یا اینکه همین کیفیت صدا را با صدا القاء بکنید، آن باز هم بلند میشود این کار را میکند. یعنی اگر شما بیائید جلوی همین افراد یک شعر را به همین کیفیتِ بالا و پائین و این طرف و آن طرف و استداره خلاصه بخواهید بگوئید میبینید این حرکات غیر عادی در آنها ظاهر میشود، این میشود غناء.

