جلسه ۲
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
تلمیذ: ما دیگر غنی شدیم و نیاز به غناء نداشتیم.
استاد: شما استغناء ذاتی دارید.
تلمیذ: آقا در فقر استغناء ذاتی داریم.
بحث راجع به غناء در معنای غناء و حقیقت لغوی آن بود و از صحاح و لسان العرب و امثال ذلک[مطالبی را خدمتتان بیان کردیم] و عرض کردیم که به صوتی که ترجیع داشته باشد و مطرب باشد، انسان را به طرب بیاورد، به وَجد بیاورد، به آن صوت غناء میگویند، عرف هم بر این مسئله دلالت میکند. در مسئلۀ غناء...، البته غناء یک مصطلح عربی است و خیال میکنم معادلی در فارسی نداشته باشد، مگر به معنای خوشی و یک نوع...، البته در ترجمۀ به مفاهیم نه دقیق، احساس یک خوشیی که حال انسان را از تعادل خارج کند، حال انسان را از تعادل بیرون بیاورد، این را غناء میگویند.
سؤال: که اثر آن است.
جواب: بله
سؤال: چون در فارسی به ترانه هم غناء اطلاق میشود، چون بعضیها معادل فارسی آن را ترانه آوردند.
جواب: ترانه معادل غناء نیست. ترانه در فارسی عبارت است از اشعاری که آن اشعار به عبارت دیگر تصنیف است. یعنی یک اشعاری که حکایت از حالات عشق و محبت و ... میکند و با یک سبک خاصی است و وزن شعری آن هم فرق میکند، وزن عروضی آن فرق میکند، به آن ترانه گفته میشود نه اینکه...، به عبارت دیگر تصنیف، حالا نمیدانم در عربی چه معادلی دارد؟
سؤال: تغنیه یا اُغنیه؟
جواب: اُغنیه مثلاً
سؤال: همان میشود دیگر؟
جواب: بله همین اُغنیههایی که مثلاً الان این مغنّیه ها در عرب میخوانند، البته غناء فرق میکند، یعنی این ترانه فرق میکند. ترانه در اصطلاح فارسی به یک کیفیت خاص گفته میشود، از شعری که حکایت از وجد و حال و محبت و ... دارد یا اینکه غیر از اینها، فرض کنید که مثلاً حالات حزن در آن باشد.

