جلسه ۲
8سؤال: نه منظور من این نیست. الان مثلاً موسیقیهای کشورهایی مثل تبت و چین و ...،
جواب: ببینید الان بحث ما بحث موسیقی نیست، الان ما بحث موسیقی نمیکنیم.
سؤال: همان خواندن افراد، وقتی می خوانند شاید همان مثلاً در اصطلاح ما غناء به آن اطلاق بشود ولی میبینیم انسان هیچ تغییری در او حاصل نمیشود. سبک خواندن آن افراد خواننده هم آن حالت را ندارد. شاید همان موسیقی مثلاً برای آنها خیلی حالت طرب انگیز داشته باشد و آنها را از آن حالت عادیشان هم بیرون ببرد.
جواب: خب بله،
سؤال: میتوانیم بگوییم اختلاف...
جواب: نخیر.
سؤال: اختلاف اقوام، نحوۀ تربیت اینها همه تأثیر دارد در تأثیر این گونۀ خواندن و کیفیت خواندن در روان انسان؟
جواب: ببینید هم گونۀ خواندن و هم آن معنایی که دارد استعمال میکند، من حیث المجموع این تأثیر را میگذارد. اگر فقط این معنا را بگوید بدون خواندن، اثر نمیگذارد. اگر این خواندن باشد بدون این معنا، باز هم اثر ندارد. تلفیقی که آن تلفیق موجب بشود که انسان از حالت عادی بخواهد خارج بشود، در بعضی از اوقات ممکن است حتی فقط صدای تنها، انسان را از حالت عادی خارج کند، اصلاً بدون هیچ معنا، حتی مثلاً یکی میگوید اَاَ اُاُ ای به این کیفیت، بعد بالا ببرد پایین ببرد، با اینکه هیچ چیز نگفته، هیچ مثلاً معنا نیست ولی همین نحوۀ صدا و در دهان پیچاندن و بالا و پایین کردن، به خود همین هم غناء میگویند.
سؤال: بیاییم یک فصل جدیدی را اینجا باز کنیم در بحث غناء که بیائیم برگردیم به این قضیه که هر چیزی که انسان را از حالت طبیعی خارج بکند حکم حرمت را در آن بیاوریم.
جواب: طبیعی به شهوانی، نه طبیعی.
سؤال: طبیعی به حیوانیت.
جواب: بله حیوانیت.
سؤال: یعنی تنزل بدهد انسان را از مقام انسانیت
جواب: بله همین را میگوییم.
سؤال: این مختص موسیقی نیست ما باید از این در وارد بشویم یعنی موسیقی نه، هر چیزی که انسان را...،

