جلسه ۲
7سؤال: ... قاری قرآن هستند تو جاهایی که مثلاً حرف الف و واو است آن جاها را بیشتر کشش میدهند و بیشتر روی آنها چهچه میزنند و آن جاهایی که مد دارد خب طبق ترتیل میآیند رعایت مد و این ها را میکنند و صدا را میکشند. ولی اگر هر الفی را در قرآن پیدا بکنند آنجا یک مقدار ترجیعش بدهند خب این هم میشود مثل همان چیزهای دیگر که صوت عربی را با لحن غناء میخوانند، چه فرق میکند؟
جواب: خب من هم عرض میکنم دیگر، فرقی نمیکند. ببینید نخیر، فرق نمیکند. چه رعایت تجوید را بکند یا نکند ما به آن کار نداریم، ما به آن چیزی که از دهان او خارج میشود کار داریم. اینکه از دهان او میآید بیرون این ملهی نیست.
سؤال: الف هست ولی مد ندارد، بیاید کشش بدهد، هی ترجیع بدهد،
جواب: خب باشد،
سؤال: ...؟
جواب: اگر بشود بله، ولی نمیکند
سؤال: این به خاطر رعایت مسئلۀ تجوید است.
جواب: عیب ندارد، به خاطر رعایت مسئلۀ تجوید باشد، بخاطر رعایت اینکه وقت کم باشد، به خاطر هر چه باشد، بالاخره این صوتی که از دهان او خارج میشود این حال را ندارد، حالا به خاطر رعایت هر چیز، به خاطر چیزهای دیگر، اصلاً به خاطر اینکه چون بدش میآید این کار را انجام نمیدهد نه اینکه به خاطر حرمتش.
سؤال: این به خاطر آن عوارضی است که از استماع آن صوت در روان انسان ایجاد میکند
جواب: ببینید این یک مسئلهای است که عرض کردم خدمتتان، حالا این را بعضیها گفتند که تغییر و تبدل حال اگر قرار باشد[ که در مسئلۀ ما دخالت داشته باشد، این] به حسب نفوس مختلف است. پس بنابراین ما باید بگوییم که این قضیهاش، مثل قضیۀ شراب میماند. عمر هم همین را میگفت: شراب میخورد و میگفت چون شراب برای من مُسکر نیست، پس بنابراین حلال است! این حلال نیست. غنائی که آن غناء بر حسب عرف و عادت موجب تغییر و تبدل است،[ این غناء حرام است. حالا ولو اینکه این غناء در یک مورد هم موجب تغییر نشود باز هم حرام است.]

