جلسه ۲
5... متوجه میشویم که حالا روایت هم...، روایاتی که دلالت دارد که ترجیع در نوحه بر سید الشهدا اشکال ندارد، این به واسطۀ همین مسئله توجیح میشود که این تغنی عبارت است از ترجیع در صوت. ترجیع در صوت یعنی گرداندن صدا، تخفیض، بالا و پایین بردن، ترجیع از رجوع میآید. انسان یک مسئلهای را تقدیم کند، بعد دوباره آن قضیه را ترجیع کند. صدا را بالا ببرد بعد دوباره برگرداند، رجوع کند به تخفیض، دوباره از تخفیض برگرداند به ترفیع. در حلق خودش بگرداند. عودت بدهد. همۀ اینها را ترجیع میگویند. به عبارت دیگر به کلامش، به صحبتش، به آن صدایش وزن بدهد. وزن بدهد در ...، بعضیها اتفاقاً خوش صدا هم هستند ولی به یک وتیره میخوانند. این اصلاً خیلی همچنین...، اما بعضیها اتفاقاً خیلی خوش صدا هم نیستند ولی بلد هستند چه طور با صدایشان بازی کنند. این خوانندهها، اینها همچنین بعضیهایشان خیلی خوش صدا هم نیستند ولی این آنقدر با صدا بالا میکند، پایین میکند که مخاطب را جذب میکند، جلب توجه میکند. حالا اگر این دو تا توأم بشود که دیگر نور علی نور است. هم کسی خوش صدا باشد و هم اینکه ریتم کلاسیک آن صدا را هم بلد باشد آن دیگر خیلی جالب میشود.
علی اَیِّ حال غناء در اینجا به این معناست و این هیچ اشکالی ندارد. یعنی اگر ما روایات هم راجع به حلّیت غناء و قرآن نداشتیم آدم مگر دیوانه و خل باشد که از صدای خوب بدش بیاید، یعنی این یک امر فطری است که انسان از صدای حَسَن خوشش میآید، از صدایی که در آن ترجیع باشد. و در روایات هم داریم که علی بن الحسین احسن الناس بود قرائة للقرآن، و بعضیها میآمدند و وقتی صدای آن حضرت را میشنیدند اصلاً به حالت غش میافتادند، به حالت بیهوشی میافتادند! در اینجا یک روایتی هست؛ سهل عن حجال عن علی بن عقبه عن رجلٍ عن ابی عبداللَه علیه السلام نقل میکند که: کان علی بن الحسین صلوات اللَه علیه احسن الناس صوتاً بالقرآن و کان السقّاونَ یَمرُّون فیقفون ببابِهِ یسمعون قرائته.

