اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۲

3
  • البته خب ما دیگر به خاطر اینکه در بحث تطویل ندهیم، به نظرم می رسد که شاید این بحث غناء مثلاً حدود ده، پانزده جلسه‌ای طول بکشد ولی اگر بخواهیم تطویل بدهیم شاید به پنجاه روز هم برسد، یعنی این قدر دایره‌اش وسیع است. و اگر ما بخواهیم اقوال را نقل بکنیم، کیفیت غناء در زمان خلفاء، در زمان بنی امّیه و بنی عباس، بخواهیم تاریخ را نقل بکنیم، بعد اختلاف فقهاء، کلمات منقوله از مرحوم فیض، البته آنها می‌آید، و مخالفتهایی که شده و...، لذا ما در اینجا به فهرست اکتفا می‌کنیم و خیال می‌کنم همین مقدار هم برای رسیدن به منظور و مطلوب در این مسئله کفایت می کند. برای مطالعۀ بیشتر دیگر خود رفقاء به کتب مطوّله و مدوّنه مراجعه کنند. اصل مسئله را ما مطرح می‌کنیم، دیگر تقاریری که در این قضیه هست، خود رفقاء آن تقاریر را مطالعه می‌کنند.

  • این معنا، معنای غنائی است که ما از لسان العرب، صحاح، تاج العروس، جوهری و امثال ذلک بیان کردیم. بر همین اساس ما می‌بینیم که در بعضی از روایات مدح غناء در قرائت و در قرآن است یا اینکه فرض کنید که در نوحه بر سید الشهدا علیه السلام غناء آمده، ترجیع در آنجا آمده، این بواسطۀ این مسئله است که حقیقت غناء از نظر لغوی به این معنا است. 

  • روایاتی که راجع به قرآن هست، در آنها ترجیع آمده. یک روایت از پیغمبر اکرم هست که این روایت روایت خیلی معروف و پر سر و صدایی است و راجع به این روایت خیلی بحث و نقد شده و مخالف و موافق نسبت به این روایت خیلی نظر دادند که خبر ابوعبید قاسم بن سلام است که نقل می‌کند از پیغمبر که فرمودند: لَیسَ مِنّا مَن لَم یتغنی بِالقُرآن. این روایت، روایتی است که مخالفین با جواز غناء در قرآن، این روایت را خیلی مورد طعن و رد و توجیح قرار دادند. البته اکثر این افراد این روایت را از نظر سندی، در آن خدشه کردند. که خب این[خدشه] معلوم نیست و اهل سنت هم این روایت را نقل می‌کنند. مطلب دیگری که در اینجا خدشه شده این است که تغنی را به معنای استغناء گرفتند، البته در لغت به معنی استغناء هم داریم، تغنیٰ عن الشیء ای استغنیٰ عن الشیء، این را داریم. و منظور از روایت را فرمودند که لیس منّا من لم یستغنی بالقران، یعنی قرآن کتابٍ کافٍ لکل الشیء و کتابٌ یکفی کل شیء فهو تامٌ و تمامٌ و شخص از مراجعۀ به قرآن لایحتاج الی کتابٍ غیره، مثلاً این معنا را آمدند لحاظ کردند. ولکن...،