جلسه ۲
12جواب: نه خیر، نه خیر، یک هم چنین چیزی نبوده، چه کسی گفته است؟
سؤال: در جایی نبوده؟
جواب: نه، فقط سماع بوده، نه خیر. میخواندند و بعد سِماع پیدا میشده که البته حالا یکی از آنها را هم من عرض میکنم که آن سماعی که برای آنها بوده، آنها را از حال طبیعی خارج به حیوانیت نمی کرده، آن یک حالت تلطیف نفس و تلطیف روح پیدا می شده که اصلاً ضد حیوانیت بوده. یعنی دقیقاً به سمت تجرد نفس آن سماع حرکت میکند و این یک مسئلۀ بسیار مهمی است. صوت جمیل در تلطیف نفس بسیار اثر قاطعی دارد، و خیلی از بزرگان اینها برای سرعت در سیر و سلوک خودشان متوسل به صوت جمیل میشدند و از این نظر خیلی موجب تلطیف نفس است و اینها. و این غیر از موسیقی و غیر از آلات موسیقی است که آن اصلاً حرام است، شکی در آن نیست.
این معنای غناء بعد یک تبدل مصداقی پیدا کرده، به طوری که برگشته و در زمانهای بعد، این تبدیل شده است به این معنا، فقط در همان معنای مجالس لهو و لعب. لذا در زمان رسول خدا هنوز به معنای لغوی خودش باقی بود. علت اینکه در زمان رسول خدا ما روایات داریم و در زمان ائمه نداریم به خاطر این است که آن مسئلۀ غناء اصلاً از نظر مصداقی مُتبدّل شده و به مجالس[ لهو و لعب اختصاص پیدا کرده،] روایاتش هم که خب هست، روایتش هم در اینجا هست نمیدانم امروز میرسیم بخوانیم یا نه؟ فلهذا ما داریم روایاتی که راجع به مذمت غناء آمده است حتی در زمان رسول خدا، این ها عنایت دارد به همین غنایی که این غناء انسان را به حیوانیت و شهوانیت میکشاند، سیجیی من بعدی اقوام یُرجِّعون القرآن ترجیع الغناء این یعنی مانند همان کیفیتی که آن اشعار فسق و فسوق و آنها میخوانند این اقوام هم به همان کیفیت و به همان ریتم، این قرآن را میآیند میخوانند. در عین اینکه خب مثلاً همین رسول خدا فرموده است تغنَّوْ بالقران یا لیس منّا من لم یتغنَّ بالقرآن، معنای تغنّی با معنای غناءیی که به معنای لهو و لعب است، این در اینجا فرق میکند. این مسئله هست که ما میبینیم غناء برگشته است از نظر مصداقی، و در زمان ائمه علیه السلام متبدل به یک معنای عرفی که آن معنای عرفی عبارت است از کیفیت صدایی که این صدا انسان را وارد در جنبۀ حیوانیت بکند، حالا چه مرد بخواند یا زن بخواند. و معمولاً با وضع مجالس لهو و لعب و مجالس الغناء توأم است که روایاتی هم خب در این زمینه داریم که انشاءاللَه [روزهای بعد بیان می کنیم.]

