جلسه ۲
10عن ابی عبداللَه علیه السلام قال النبی[صلی اللَه علیه و آله و سلم]: اِنّ من اَجملَ الجمال الشعر الحسن و نغمة الصوت الحسن. قال النبی لکل شیءٍ حلیه و حلیة القران ألصوت الحسن. این هم راجع به این.
روایت دیگری هم داریم من چون سندش را نمی دانستم فقط در نوشته هایم بود سندش را به تغنّوْ بالقرآن دیدم، حالا آن را هم انشاءاللَه فردا میآورم که در آن روایت تغنی بالقرآن بود. این روایاتی که ایشان نقل کردند. البته در تهذیب هم روایاتی نقل شده که آنها را هم میآییم عرض میکنیم.
بنابراین ما از روایاتی که مربوط به تحسین صوت در قرآن است که به معنای غناء آمده یا تغنّوْ بالقرآن آمده، از اینها استفاده میکنیم که غناء اصلاً به معنای تحسین صوت هست. هر کسی صدایش زیبا و قشنگ باشد میگویند در صدای او غناء هست یعنی بی نیازی هست. و لهذا در روایاتی که حلیت غناء در قرآن آمده بر خلاف آن چه که بعضی از فقهاء مانند شیخ حر آملی و امثال ذلک آمدهاند این روایات را توجیه کردند یا در سند این روایات خدشه کردند، این روایات قابل توجیه نیست، و روایات هم روایات صحیح است. و علتش هم این است که غناء در زمان رسول خدا و همین طور از نقطۀ نظر لغوی به معنای تحسین صوت بوده و روایات هم حمل بر این میشود چه روایاتی که از ائمه است یا روایاتی که از رسول خدا هست ولی بعداً برحسب آن تغییری که پیدا شده در این معنا و در عرف آن زمان، این غناء از نظر عرفی و اصطلاحی تبدیل شده به هر صوتی که در آن ترجیع است و انسان را به حالت لهو و لعب میکشاند که این غناء فقط در مجالس لهو ولعب مورد استفاده قرار میگرفته، یعنی حالا چه ساز یا آواز میزدند یا نمیزدند. جاریةٌ مغنّیه به جاریهای میگفتند که اصلاً به این نحو میخوانده، به این نحوی که انسانها را به حالت لهو و لعب در بیاورد.

