جلسه ۲
4سؤال: غناء به معنای استغنیٰ آمده؟
جواب: تغنّی، نه غناء به معنای استغناء، چون خود استغناء هم از غناء گرفته میشود دیگر. ما اینها را در آن جلسات قبل عرض کردیم که خود غناء از استغناء است و دلیلش هم - آن طوری که یادم میآید عرض کردیم- این است که غناء به معنای عدم الحتیاج اِلَی الشیء است و کسی که تحسین در صوت میکند کَاَنَّهُ این صوتش لایحتاجُ الی شی، یعنی صوتٌ تامٌ و صوتٌ تمامٌ، صوتٌ کاملٌ فی الحُسن، این صوت را غناء میگویند و غناء را هم از این نظر غناء میگویند. یعنی کسی که تحسین در صوت بکند، این صدایش دیگر صدای کامل است. مرأة متغنّیه اَیْ مرأة مستغنیة عن التجمیل زنی که خودش قشنگ است[نیازی به قشنگ کردن مصنوعی خودش ندارد.] گفت:
حُسن خدا داد را *** حاجت مشاطه نیست اینهایی که میآیند خودشان را درست میکنند، این جوری میکنند، آن جوری میکنند، به خاطر این است که خودشان را قالب کنند! به این معنا! وَ اِلاّ اگر قرار بر این باشد[که خودشان فی حد نفسه جمیل باشند،] نه، نیازی به تجمیل و اینها ندارند، چرا مردها نمیروند خودشان را درست کنند؟ خب حالا البته بعضی شوخی، بعضی جدی، شوخی جدی حالا هر چه، این را دیگر حالا خودتان هر طوری...
سؤال: ...؟
جواب: درست است.
آن زنی که مستغنی از تجمیل است به او میگویند متغنّیه. یعنی کسی که المستغنیة عن التجمیل، احتیاج ندارد. حالا یک قضیه یادم آمد، انشاء اللَه وقتی بحث تمام شد میگویم.
و صوت را هم از این نظر غناء میگویند که صوتی است که کمال حسن در آن رعایت میشود. از این نظر تغنّیه را به معنای استغناء گرفتند. البته اگر پیغمبر فقط همین یک عبارت را میفرمودند، جای این توجیه بود ولی اگر ما به خبری که سید مرتضی نقل کرده و تمام خبر را ذکر کرده نگاه کنیم، میبینیم این عبارت در سیاق سایر عبارات، معنایش معنای استغناء نیست. بلکه معنایش...، حدیث عبدالرحمن بن صائب است: قال اتیت سعداً- مرحوم سید مرتضی نقل میکند، البته نظرات ایشان را هم میآوریم و خواهیم گفت- قال اتیت سعداً و قد کُفَّ بَصَرُه، این دیگر نابینا شده بود، اعمی شده بود. فسلّمت علیه فقال من انت فَاَخبرتُهُ فقال مرحماً یابن اخی ینبغی بلغنی اَنّک حسن الصوت بالقرآن سَمِعتُ رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم یقول، اِنَّ هذا القرآن نَزَلَ بِالحزُن فاذا قرأتموهُ فابکوا فاِن لم تبکوا فتباکوا فمن لم یتغنی بالقران فلیس منا. دیگر معنای استغناء در اینجا توجیح ندارد که بگوییم...، چون اولاً سعد خودش در زمان رسول خدا بود و این شخصی که این روایت را...- و این خیلی مهم است- و این کسی که در زمان سول خدا است میتواند آن متفاهم عرفی را از کلام رسول خدا استنباط بکند. و اگر این تغنّی به معنای استغناء باشد معنا ندارد سعد در اینجا شاهد مثال بیاورد. این معلوم میشود که در زمان رسول خدا تغنّی بالقرآن به معنی استغناء نیست و این افراد و فقهایی که بعد آمدند و خواستند تأویل و توجیح بکنند اینها کانَّ خودشان را منقطع کردند از عرف زمان نزول این تعابیر و این کلمات. لَم یَتَغَنَّ بالقرآن، در کنار سایر این عبارات اصلاً معنا ندارد که قرآن به حزن نازل شده و وقتی که شما قرآن را میخوانید با حزن بخوانید که حالت رقّت و بکاء پیدا میشود، خب طبعاً اصلاً این طور هست. پس بنابراین باید ...

