جلسه ۲
13سؤال: بالاخره تجرد میآورد
جواب: همان، اشکال در همین است که از کجا تجرد میآورد؟
سؤال: از حیوانیت درمیآورد...؟
جواب: آن حالی که برای شما پیدا میشود به واسطۀ این غناء آیا میدانید آن حال حال تجرد است یا تخیل میکنید؟
سؤال: لطافتی که انسان پیدا میکند
جواب: از کجا؟
سؤال: لطافت میتواند حیوانی هم باشد؟
جواب: نه لطافت نیست، تخیل است. یعنی یک اثرات سوئی ممکن است داشته باشد...، یک اثراتی دارد مقطعی اما ممکن است بعد یک اثراتی داشته باشد مضرر. ببینید صحبت ما در آنجا این بود: ما گفتیم که نمیخواهیم از خودمان حکم جعل کنیم، نه حلالی را حرام کنیم، نه حرامی را حلال کنیم. یک وقتی ما نسبت به یک موضوع خاصی دلیل داریم که این حرام است، وقتی متوجه آن حرام میشویم و موضوع را هم بررسی کردیم، حالا چه تجرد بیاورد و چه تجرد نیاورد، میدانیم که این مسئله حرام است اگر هم بر فرض یک تجرد برای انسان فی الجمله بیاورد، ممکن است بعد یک اثر تخریبی داشته باشد. این یک مطلب است که ما این بحث را در بارۀ موسیقی خواهیم کرد، فعلاً نه. الان بحث ما در مورد غناء است، در مورد غناء آن مطلبی که هست این است که انسان صوتی را بشنود که این صوت او را از حالت انسانیت به حالت حیوانیت و بهیمیت تنزل بدهد، این حرام است
سؤال: این تشخیصش چطور است؟ چطور بفهمد الان دارد به سمت حیوانیت میرود؟
جواب: خب بالاخره خودش میفهمد دیگر، بلند میشود قر میدهد! میرقصد! ...
سؤال: آن هم یک لطافتی برایش پیدا شده است!
جواب: خیلی چیزها لطیف است! درست نیست که انسان...
سؤال: در قضیه مولویه من مطالعه کردم بود حتماً،
جواب: نه آن فرق میکند. انسان متوجه میشود و کدورت را میفهمد، میفهمد که مثلاً یک حالت کدورت برای او پیدا میشود ولی در عین حال در اختیارش نیست، نمیتواند خودش را ضبط کند، این است مسئله. انسان خودش این را متوجه میشود. یعنی نوع افراد میفهمند که این مطلب به چه نحو است! حالا این که یک شخصی نسبت به خودش چه حالتی را تشخیص بدهد و آیا این در او اثر دارد یا ندارد، آن خودش میداند. ما تکلیف را به عنوان کلی بیان نمیکنیم. هر کسی خودش...، اما آن چه را که متفاهم عرفی هست آن این است که حالتی که انسان را از آن جنبۀ اعتدال به جنبۀ محبتهای حیوانی و شهوانی بکشاند و به جای این که در انسان حالت تلطیف روحی بیاورد، حالت جنبۀ حیوانی انسان را تقویت بکند و الّا بله شما در مجالس فرض کنید که من باب مثال لهو و لعب هم اگر شرکت کنید، باز در آن جا حالت انبساط و خوشی برای شما پیدا میشود ولی این انبساط و خوشی اصلاً فرق میکند، اصلاً کیفیتش با آن انبساطی که در حال نماز برای یکی پیدا میشود، انبساطی که در حال خواندن دعای جوشن برای یک شخصی پیدا میشود خیلی تفاوت دارد. اگر یک صدایی باشد که آن حال جوشن را بیاورد عیبی ندارد. من این را میگویم ولی یک وقت صدایی نباشد که آن یکی را بیاورد و آدم خیال بکند این آن است، این است مسئله. آن وقت این را انسان خودش میتواند تشخیص بدهد که آیا حالش نورانیت دارد یا در حالش کدورت است، این هست. این غنایی که در این سبک هست، این غناء اصلاً قرین و توأمِ با حالت حیوانی هست، نمیتوانیم بگوییم جداست، در یکی این کار را میکند در یکی این کار را انجام میدهد، نه این یکی است، این یک حالت دارد. حالا این چه در قرآن باشد مفسد است، چه در اشعار باشد مفسد است. فلهذا اگر در قرآن مُصلح و مُجرِّد بود خب پیغمبر نمیگفت حرام است دیگر، سیجیء من بعدی اقوامٌ یرجعون القرآن ترجیع الغناء، خب اشکال ندارد. باید بگوییم که یا رسول اللَه خیلی هم خوب است چرا مذمت میکنید؟ این هست که غناء در زمان رسول خدا به دو معنا بود؛ یک معنایی که به معنای تحسین صوت است و یک معنا به معنای ورود در لهو و لعب است. بعد در زمان ائمه غناء منحصراً در همان معنای ثانی شد. این ما حصل...

