جلسه ۱
9یکی نقل میکرد میگفت ما در روز عاشورا در یک جایی روضه میخواندیم، وقتی همه گریه کرده بودند و این حرفها، بعد از ظهر بود و همه گریهشان تمام شده، دیگر مجلس اقتضای بکاء و ابکاء ندارد دیگر، همه دیگر مانده بودند که چه قضیّه اتّفاق میافتد و این حرفها! آن فرد نقل میکرد و میگفت که یک شخص اهل حالی بود، یک پنجره ای بود که به آن مجلس عزا باز می شد، یک شبّاکی بود و آن فرد اهل حال شبّاک را باز کرد و سرش را داخل آن مجلس کرد وگفت آقایان میدانید امروز چه روزی است؟ امروز روز عاشورا است! همین یک کلمه! آقایان امروز اَلیَوم یَومُ عاشورا، میگفت چنان ضجّه و بکاء و صیحهای در میان این جمعیّت افتاد که اصلاً از هزار تا مبکی و ذاکر و اینها این قضیّه بیشتر بود! این مال تأثیر چه بود؟ تأثیر نفس است. آن به صدا کاری ندارد. این تأثیر خود حال است.
نه، خود صدا، نفس صوت، موجب تبدّل و تغیّر بشود. این معنا، معنای غناء است. حالا سواءٌ این که آن غناء در طرب باشد یا در غیر طرب باشد.
فلهذا ایشان میفرماید که وَالغِناءُ مِن الصُّوتِ ما طُرِّبَ بِه، آن صوتی که با آن صوت انسان به طرب میآید، به نشاط میآید، به وجد میآید، به انبساط میآید، این معنا، معنای غناء است. غَنّا فُلانٌ یُغنّی اُغنیة وَ تَغَنّیٰ بِاُغنِیَة حَسَنَه و جمع آن هم میشود اغانی. تغَنّیٰ بالمَرأة تغَزَّل بِها و غَنّاهُ بِها، این غزل خواندن وخلاصه یاد...، این معنا، معنای تغَنّی است. ایشان در این جا دیگر مطلبی راجع به غناء ذکر نکردند، هر صدایی که در آن ترقیق و تطریب باشد به این صدا غناء گفته میشود، کُلٌّ مِنَ الصّوت...
البتّه در این جا این مسئله را هم فراموش نکنیم که منظور از غناء، فقط صوت انسان نیست بلکه هر صوتی است در که در آن[صوت، ترقیق و...] باشد لذا تغَنّی برای اِبِل با مِزمارُ و اینها، یک صدایی را برای شتر گفتن که مثلاً شتر حرکت بکند، یا این که حتّی اگر حیوان هم مانند بلبل و...، اگر صدایی داشته باشند- حالا فردا خدمتتان عرض میکنم- آن معنای غنا در همۀ اینها هست، آن که در آن ترقیق باشد، انخفاض و ارتفاع در آن باشد و موجب تطریب و اینها بشود آن به معنای غناء هست. اینها مسائلی بود که ما امروز من باب مقدّمه عرض کردیم. انشاءاللَه دیگر بقیۀ مطالب برای جلسات بعد.

