جلسه ۱
7سؤال: عدم تعین است.
جواب: بله، عدم تعین است.
سؤال: پس در این اصطلاح هم فرق است بین شما و آنها؟
جواب: بله، درست است.
این غنا به معنای استغناء است. پس بنابراین غنایی که به معنای مَرأَة الجاریه که غانیه هست و به زن غانیه، جاریۀ حَسنی، این را غنا میگویند، این گرچه در اینجا آمده و در لغت معنا کرده که مستغنَیة عَنِ الحُلی یا عَنِ الحَلیْ، مستغنی از زینت است، گرچه این است، ولی یک مسئلۀ دیگر که در اینجا هست و خیال میکنم غفلت شده در این مفهوم لغوی معنای غنا، این است که زنی که جمال دارد، آن زن نقطۀ ضعفی در او وجود ندارد، نه اینکه مستغنی از زینت است، نه، اصلاً فرض کنید که کاری ما به زینت هم نداریم، چون این زن در ذات خودش نقطۀ ضعف و نقصی ندارد در قیاس با سایر نساء، از این نظر به او غانیه میگویند، نه از جهت این که این احتیاج به زینت یا حُلی دارد یا ندارد، آن یک مسئلۀ دیگری است. اِنَّ اللَه غنیٌ، چرا خدا غنی است و اسم او را غنی میگذارند؟ چون نه این که خدا نیاز دارد فرض کنید که به زینت و امثال ذلک یا نیاز ندارد، چون در ذات خدا، در ذات پروردگار نقطۀ ضعفی وجود ندارد، بله از لوازم این مسئله این است که احتیاجی به زینت هم ندارد. مَرأَة الغانیه، چون نقطۀ ضعف ندارد لذا در عالم خارج هم احتیاجی به زینت ندارد البتّه این هم خب مراتب دارد، جمیل و اجمل داریم و اینها. از این نقطۀ نظر به این میگویند غانیه. یعنی در وجود خودش در مقیسِ به دیگران، این هیچ نقطۀ ضعفی ندارد. یعنی وقتی ما این را مقایسه با این بکنیم، میبینیم نه، این واقعاً کامل است، نه این که فرض کنید که چشمش نسبت به آن نقطۀ ضعف دارد. دهانش نسبت به او نقطۀ ضعف دارد، ابرویش نسبت به او نقطۀ ضعف دارد، در ارتباط این مرأه با مرأۀ دیگر، در این مرأه نقطۀ ضعفی وجود ندارد. لازمۀ یک همچنین مرأهای این است که جمیل باشد. پس جمیل بودن از لوازم عدم النقص و عدم الضعف است. عدم الاحتیاج اِلیَ الزّینَة از لوازم عدم النقص و عدم الضعف است. وقتی که مطلب به اینجا رسید ما میبینیم که برای صوت حَسن هم در آنجا معنای غنا کردند.

