اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۱

5
  • حالا چرا به غانیه‌ای که غنیت بحسنها و جمالها عَنِ الحُلی یا عَنِ الحَلیْ، چرا به این غانیه می‌گویند؟ چرا؟ چون مستغنی است، چون در او جنبۀ استغناء است، چون بی نیاز است و غیر محتاج است، لذا به این هم غانیه می‌گویند. بعد می رسد به اینجا که می‌گوید: و قال ابن سکیت عن عماره الَغَوانی الشَّوابُّ الّواتی یُعجِبنَ الرَّجال و یُعجِبُهُنَّ الشُبّان، این هم اینها هستند، در اینجا دارد: الغانِیَة الجاریَة الحسنا ذاتَ زَوجٍ کانَت اَو غیر ذات زوجٍ کانَت سُمَّیت غانیة لاَنَّها غَنِیَت بحُسنها عَنِ الزّینه. زن وقتی که جمال داشته باشد به واسطۀ جمالش بی نیاز از زینت است، غیر محتاج به زینت و حُلی و امثال ذلک است. 

  • اصل و ریشۀ برای غنیٰ در اینجا بدست می‌آید که غنیٰ عبارت است از عَدَمُ الاِحتیاج والاستِغناء وعدم النقص.

  • در پروردگار متعال، در خداوند علیَّ اعلی می‌گوئیم که اِنَّ اللَه غَنیٌّ لِاَن لا یَکوُنُ فیهِ نقصٌ لا فی وُجُودِهِ وَ لا فی آثار وُجُودِهِ وَ لا فی اَیَّ مَرتبَة من مَراتِبِ ظُهُورهِ. فلهذا این بحث علم حضوری و بحث انکشاف علمی در عالم خارج بصورت اعیان، در اینجا این بحث خیلی مهم اختلاف بین حکما و بین عرفا که آنها می‌گویند که منافاتی بین مقام اجمال در صوَر علمیّه در ذات پروردگار و بین انکشاف علمی به علم حضوری در صُورِ اعیان خارجی نیست، در اینجا این اشکال بوجود می‌آید که اگر قرار بر این باشد... ... علمی به عین خارجی، کمالی برای پروردگار باشد لازمه‌اش قول به نقصان در علم ربوبی و در مراتب کمالی پروردگار خواهد بود وَ هُوَ خِلافٌ، بدیهی البطلان که علم خداوند علیِّ اعلیٰ به اعیان خارجی، این علم به علم حضوری متأخّر است از علم اجمالیی که در صقع ربوبی و در ذات ربوبی، آن علم اجمالی نسبت به ذوات اعیان وجود دارد، این بدیهی البطلان است به جهت اینکه صرف اختلاف مراتب علمی، به علم اجمالی یا به [علم] تفصیلی، آیا این اختلاف موجب رجحان و نقطۀ قوت است یا نه؟ اگر این اختلاف موجب رجحان و قوت نیست، پس بنابراین این اختلاف چه اثری در اینجا دارد؟ چه فرقی می‌کند بین علم اجمالی و بین علم تفصیلی؟ در حالتی که بالبداهة مِنَ الوجدان ما اختلاف در مرتبه بین علم اجمالی و بین علم تفصیلی را می‌دانیم همان طوری که در خود ما همین طور است. ما وقتی که نسبت به یک شیی علم اجمالی داریم، خب احاطۀ علمی ما نسبت به این عین خارجی، محدود است، امّا وقتی که یک علم تفصیلی نسبت به یک عین خارجی داریم این احاطه، احاطۀ اوسع است و آن ظهور ماهیّة الشئ عِند الذهن پیش علم تفصیلی، این در یک مرتبۀ اعلایی هست تا اینکه ظهور آن ماهیّت به نحو اجمال. به نحو اجمال چه فایده دارد؟ فرض کنید که شما به نحو اجمال از دور، مِن مَکانٍ بعید مشاهده می‌کنید یک حیوان متحرکی هست، فقط شما به نحو اجمال مشاهده می‌کنید یک حیوان متحرک است، لَو فُرِض اینکه عالم باشید این حیوان، انسان است، لَو فُرِض اینکه عالم باشید این انسان، زید است، بالاخره اجمال است. وقتی که در یک جا زید از پیش شما رفته، مثلاً رفته از مکان بعید آب بیاورد، شما از دور یک حیوانی را بصورت انسان می‌بینید و چون یقین دارید که در این بیابان و در این صحرا غیر از زید کسی نیست، لذا یقین به زید دارید. هم علم دارید به اینکه این انسان است و زید است و آب هم آورده، خب این علم شما در عین حال علم اجمالی است. هنوز صورت و شمایل زید برای شما منکشف نشده. مِن بعید، دو کیلومتر، همین طور نگاه می‌کنید می‌بینید مثلاً یک حیوانی دارد می‌آید. در عین اینکه علم دارید که این حیوان است و علم دارید که انسان است و علم دارید که این زید است و علم دارید بِیَدِهِ ماءٌ، علم به همۀ اینها دارید، آیا فرقی نمی‌کند که بیاید و در دو متری شما بایستد؟ خیلی تفاوت می‌کند دیگر. این انکشاف این صورت برای شما، این با آن علم اجمالی شما یکی است؟ یکسان است؟ خب این رجحان دارد بر آن، شکی نیست.