جلسه ۱۰
6بعد خود مرحوم آقای خویی در جوابشان، که جوابشان هم جواب خوبی است، ایشان میفرماید که: و لا یخفی ان روایاتنا و ان تضمنة الامر بعرض الاخبار الوارده علی مذهب المخالفین و الاَخذ بما یخالف اِلاّ انه یختص بصورة المعارضة و این التعارض بین قوله علیه السلام لا فی اخبار النجاسة و بین تصریحه بالکراهة و التنزیه فی نصوص الطهاره، فهل تری من نفسک انهما متعارضان؟ این طور نیست، فاذا لم تکن هناک معارضه فَلِماذا تُطْرَح نصوص الطهارة علی کثرتها و لم یعرض صاحب المدارک و السبزواری و من هَذا ان قول ائمتهم و اِنَّما لم یعمَلُوا باخبار النجاسة لِعدم معارضتها مع الطائفة الدالة علی الطهاره کما عَرف و حمل الظاهر علی النص امر دارجٌ عند الفقهاء و عنده قدس اللَه اسرارهم فی جمیع ابواب الفقه و لیت شعری ماذا کان یصنع صاحب الحدائق قدس سره فی کتابه لو لا ذلک فی موارد حمل الظاهر علی النص علی کثرتها.
این مطلب از مرحوم محدث بحرانی بود در کتاب حدائقش، دیگر من به آنجا مراجعه نکردم و گفتم همین[کفایت می کند.] و ایشان قضیه را به تقیه حمل کرده.
یک مطلبی را در اینجا مرحوم آقای خویی تذکر می دهند که این همان مطلبی است که من خدمتتان عرض کردم، آن قضیهایی که من خدمتتان گفتم این بود که در تقیه باید یک جریان سیاسی باشد تا اینکه تقیه در آنجا لحاظ بشود، خودِ آقای خویی در اینجا مطلب را به این کیفیت بیان میکنند و میگویند که: اگر قرار بر این باشد که مسئله بخواهد به صورت تقیه باشد یا تقیه تقیۀ حکمی است یا تقیه تقیۀ عملی است. اگر تقیه تقیۀ حکمی است یعنی در مقام حکم و جلوی مردم، امام علیه السلام این طوری بیان میکند اما در مقام عمل نه، این طوری نیست، ایشان میگویند این چه تقیهایی است که با این همه روایاتی که ما داریم، حضرت در مجالس مختلف حکم به تقیه کردند؟ مگر در تمام مجالس ائمه جاسوس وجود داشت که حضرت به خاطر جواسیس و عُیون، حکم به طهارت اهل کتاب بکند؟ حالا بگوییم در یک مجلس مثلاً از عیون خلیفه وجود داشته، از جواسیس وجود داشته نه اینکه دیگر در هر مجلسی این هم با این کثرت روایات، حکم به طهارت کنند. این یک مسئله.

