جلسه ۱۰
2اما جوابی که به این[مطلب وحید بهبهانی] داده میشود این است که اولاً ابن عقیل این بحث را در مُؤاکله مطرح کردند و مؤاکله اعم از سؤر و غیر سؤر است، این یک. ثانیاً چه کسی گفته که سؤر فقط اختصاص به ماء دارد؟ ابدا[مطلب این طور نیست که ایشان گفته.] سؤر عبارت است از باقیماندۀ غذا و طعام یا ماءیی که یشرب منه الحیوان او الانسان، به این میگویند سؤر. سؤر الفاره یوجب النسیان، سؤر حَیَّه لا باس به بل هو من اهل الدور و من اهل العسره، در بعضی از روایات داریم که چون این از اهل خانه و اینها هست این اصلاً حتی اشکالی هم ندارد و [مباح] میشد. اما راجع به فاره فلان است. سؤر الکلب مثلاً حرامٌ یا مثلاً ولوق الکلب او الخنزیر مثلاً حرامٌ و امثال ذلک. ما در موارد سؤر آنچه را که تفحص کردیم[به این نتیجه رسیدیم که سؤر] اختصاصی فقط به ماء ندارد، یشرب منه و یتوضأ او لا، بلکه هر غذایی که آن غذا یابس باشد یا آن غذا رطب باشد یا ماء باشد، بر آن اطلاق سؤر خواهد شد. پس بنابراین انحصار این مسئله در مورد سؤر، این انصراف اطلاق است بما لا وجه له چون در اینجا این اطلاق بدون هیچ جهتی انصراف به احدٌ من الافراد شده و در این انصراف اشکال است.
یا اینکه مرحوم علامه میفرماید کراهت در کلام شیخ مفید حمل بر معنای لغوی شده، و اِنَّه یکره. کراهتِ در کلام شیخ مفید را حمل بر معنای لغوی کردند که به معنای همان اجتناب است، تنفر و اجتنابی است که آن اجتناب منافاتی با نجاست ندارد.
جوابش این است که[اولاً] اجتناب که کراهت باشد به معنای حرمت نیست بلکه به معنای تنفر است و تنفر همچنان که با حرمت تطبیق میکند با تنفر غیر حرام هم تطبیق میکند و حمل مفهوم را بر یکی از دو مصداق، این نیاز به دلیل دارد و احتیاج به دلیل دارد و لا دلیل فیه، این یکی.

