جلسه ۹
4سؤال: ...؟
جواب: همین. میخواهم عرض بکنم که این از احکامی نیست که یک قضیۀ مستمر و مادام العمری باشد و به دوام تاریخ باشد،[ بلکه] مسئلۀ هجرت یک مطلبی است که جوانبش باید بررسی بشود و به طور مطلق نمیتوانیم...
مرحوم صاحب جواهر در بحث نجاست کافر ادلهای را که ذکر می کنند همان طوری که مرحوم آقای حکیم در متمسک ذکر کردند تقریباً میتوانیم بگوییم که دلیلشان با آنچه را که ایشان در آنجا فرمودند تفاوت چندانی ندارد. اولاً اجماعاتی نقل میکنند به عینه، بعد مطلب ابن جنید را در اینجا میآورند که ابن جنید قائل به کراهت است و کراهت ابن جنید را حمل بر حرمت می کنند میگویند احتمال دارد که ایشان هم قائل به حرمت است ولکن ایشان با عنوان کراهت ذکر کردند و بعد در کلام ایشان میفرمایند که چون ابن جنید قائل است به اینکه احوط این است که از ذبائح و از مُؤکلِۀ یهود و نصاری اجتناب شود و یُکره و الاحوطها کذا، که ایشان میفرمایند ما نمیتوانیم استفادۀ ظهور را هم از این کلام نسبت به طهارت اهل کتاب داشته باشیم.
اولاً اینی که ایشان میفرماید که شاید منظور از کراهت حرام باشد، این را ما نمیتوانیم استفاده بکنیم چون با صرف احتمال، مطلب- همان طوری که دیروز عرض کردم- صحیح نیست بلکه احتمالی را که یک فقیه برای تعدیل یا برای جرح یک مسئلهای نقل می کند در تنقید...، باید همراه با قرائن و دلیلی باشد که بتواند آن احتمال را تأیید کند، به صرف اینکه محتمل است، ما نمیتوانیم این را قادح برای یک دلیلی بدانیم. این از یک طرف.
از طرف دیگر ایشان میفرمایند که ابن جنید این شخصی بوده است که قائل به قیاس بوده و مخالفتهای او خیلی مد نظر نبوده، از آن طرف راجع به مرحوم مفید ایشان قائل به...، چون مرحوم مفید قائل به کراهت بود و ایشان هم در آنجا میفرمایند که قرائنی که در آنجا حکایت می کند، این معنا را تقویت نمیکند به جهت اینکه تلامِذۀ مفید، اینها نیامدند از مفید به عنوان فتوای به طهارت از او نقل قولی کرده باشند، مضافاً به اینکه در بعضی دیگر از تألیفاتش ایشان حکم به نجاست کرده، پس اگر در یک جا قائل به کراهت است ما این کراهت را در اینجا حمل بر حرمت میکنیم که البته در اینجا هم مسئله محل نظر است چون ممکن است قائل به کراهتی که در اینجا شده است همان طهارت ذاتیه باشد و در موارد دیگر قائل به نجاست عرضیه شده و چطور ممکن است که یک مسئلهای به این کیفیت بین همۀ مسلمین به نحو اجماع باشد اما یک فقیهی مثل مفید بیاید و در آنجا قائل به کراهت شده باشد! این خیلی بعید است! یعنی اصلاً این خیلی عجیب است! مثل اینکه فرض کنید یکی قائل به استحباب نماز صبح بشود! میگوییم آقا اجماعی است وجوب نماز صبح اما مثلاً مفید قائل به استحباب در یکی از تألیفاتش است! اصلاً این قضیه مضحکه است! پس اینی که شما آمدید ادعای اجماع میکنید این در این صورت اجماع، اجماعی نیست که محقق باشد بر یک امر نجاست ذاتیه و حتماً منظور همان نجاست عرضیه هست، حالا علتش را هم عرض می کنم، جهت آن را در آخر این بحث عرض می کنم، این هم از این مطلب.

