جلسه ۹
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
... معروف و مشهور هستند در این فتوا، انسان باید آن را اخذ بکند، معنایش این است که یکی از مرجحاتی که در عِداد ترجیحات روایی مد نظر قرار میگیرد، ظاهراً ترجیحهای آخر است، خذ باعدلهما و افقههما و فلان و این حرفها تمام می شود و بعد ترجیحاتی که اصلاً مربوط به سندی و دلالی نیست، در آن بحث ترجیحات خارجی ممکن است شما فرض کنید از طیران یک حمامه هم ترجیح نسبت به یک مسئله پیدا بکنید. یکی از آن ترجیحات این است که اگر چنانچه فتوای عامه بر خلاف فتوای شیعه باشد، این در اینجا اخذ به[خلاف] قول عامه است. ولی این مسئله در صورتی است که مرحج اقوا وجود نداشته باشد نسبت به روایتین و اگر در یک همچنین زمینهای که مسئله یک مسئلۀ مهم فقهی است و سبقت در خودِ زمان پیغمبر نداشته باشد، مسئلۀ ظاهری باشد که در زمان ائمه نشو پیدا کرده باشد وبَدئِش در آن زمان باشد، از باب عناد و از باب مخالفت عامه که در رأس آنها تازه ابوحنیفه بوده نه شافعی، نسبت به نظریات امام صادق علیه السلام و نسبت به نظریات شیعه، در آن موقع این[قول مخالف با عامه،] یکی از مرجحات میشود تازه در صورتی که مرجح دیگری نباشد، مرجح اقوا و اقدم نسبت به این مرجح نباشد، انسان به این[قول مخالف با عامه،] عمل میکند اما نه در ما نحن فیه که در ما نحن فیه، نفس مسئلۀ طهارت و نجاست یک مسئلهای نیست که در زمان صادقین علیهما السلام بوجود آمده باشد و آنها بر طبق مخالفت با اینها حکم به نجاست اهل کتاب بخواهند بدهند، به جهت این که نجاست اهل کتاب و عدم نجاست اهل کتاب چیزی نیست که حالا آنها بخواهند فتوا به حرمت بدهند، به نجاست بدهند، و اینها فتوا به نجاست ندهند. یعنی جهت تقیّهای در این جا وجود ندارد که جهت تقیه موافقت فتوا با مصالح سیاسی باشد، آن جا مواردی است که مورد تقیه را ما در آن جاها پیدا میکنیم. یا فرض بکنید که مانند التَختُّم بالیمین که اصلاً به طور کلی معاویه آمد التختم بالیسار را به عنوان شعار خودش انتخاب کرد، این میشود یکی از مواردی که شعار شیعه و غیر شیعه در این جا مد نظر هست. اما در مسئلۀ نجاسات و در مسئلۀ نجاست اهل کتاب در این جا مطلبی نیست، نکتهای نیست که حالا آنها بخواهند تعمداً بر خلاف شیعه فتوا بدهند آن هم با توجه به این روایاتی که همۀ این روایات به طور کلی روایاتی است که اصلاً تقیه بر نمیدارد، آبی از تقیه است، لسان روایات لسانی است که آبی از تقیه وامثال ذلک باشد.

