جلسه ۸
6خب چه طور حضرت خواسته یک حکم تکلیفی را بیان بکند در اینجا و طوری صحبت بکند که منی که بعد از هزار و دویست سال دارم به این روایت نگاه میکنم در شبهه بیفتم؟ خب این یک مسئله است دیگر. امام رضا فکر همۀ شیعیانش تا روز قیام قائم آل محمد است. امام صادق همین طور. همۀ ائمه همین طور. باید عبارت و روایت را یک نحوهای بیان بکنند که منی که الان نمیدانم قضیه چیست و در مقام استنباط، روایتِ امام رضا را دارم جلویم میگذارم، من نباید در شبهه بیفتم. خب با این روایتی که حضرت این طور بیان میکند من قطعاً حکم به طهارت اهل کتاب میکنم، [چون] حضرت میتوانست هزار صورت بیان کند... ، یک قاضی، یک فقیه وقتی که میخواهد با مردم صحبت کند یک طوری صحبت میکند که مردم در اشتباه نیفتند، آن وقت امام علیه السلام در مقام بیان احکام همین طوری بگوید نه مشکل نیست...! بعد ما توجیح کنیم و بگوئیم که حضرت را مجبورش کردند و...! اوّلاً؛ کجا مجبور کردند؟ ما هیچ دلیل بر جبر نداریم و حملی را که ما در روایت میکنیم باید بر حمل دلیل داشته باشیم نه اینکه شما...، عرض کردم که یکی از اشتباهاتی که خیلی از افراد در اینجا میکنند این است که همین طوری شکمی در میآیند حمل میکنند! بخاطر اینکه یک روایت بر مرام و مراد آنها نیست میآیند همین طوری حمل میکنند بدون اینکه[ دلیلی بر این حمل خودشان داشته باشند و می گویند] شاید این طور بوده! شاید این طور بوده که[ دلیل قانع کننده ای] نیست! [اگر این طوری کار درست می شود که ] بنده میگویم خب شاید این طور نبوده! با شاید که کار درست نمیشود، روایت درست نمیشود. شاید مأمون مجبور کرده، بنده میگویم شاید مجبور نکرده، خود حضرت اتفاقاً خیلی هم خوشش آمده و او را گرفته! چه کسی یک همچنین توجیحی کرده؟ چه دلیلی بر این محمل داریم؟ شاید آوردند و به حضرت هدیه دادهاند خب اینکه...!

