جلسه ۸
13در باب حجیّت روایت روایتی را که ابی بصیر یا محمد بن مسلم یا زراره از امام علیه السلام نقل میکنند در وقتی برای ما حجت است که آنها شهادت به حس داده باشند، یعنی بیایند بگویند امام علیه السلام این عبارت را فرمود، این عبارت منظور امام علیه السلام است. یا نقل به لفظ به عینه کنند که میشود نقل لفظی، یا نقل به معنا کنند که میشود نقل مفهومی، در هر دو حال در اینجا شهادت شهادت حس است. در حجیّت خبر راوی ملاک برای صدق و ملاک برای حجیّت، شهادت حس است نه شهادت حدس. وقتی که راوی میآید یک روایتی را از امام علیه السلام نقل میکند چون شهادت به حس میدهد این کلامش را ما قبول میکنیم. چون میگوید امام این لفظ را گفت ما کلام او را قبول میکنیم امّا اگر آمد گفت حدس من و استنباط من از کلام امام این بود، این برای ما حجیّت ندارد. این برای خود آن راوی حجیّت دارد. آن راوی که از امام علیه السلام نقل میکند اگر بگوید گمان من این بود که منظور امام...
... حدس من این بود که امام این معنا را از این روایت قصد کرد، من استنباط کردم از امام این معنا را، این برای ما حجیّت ندارد. این استنباط مال خودش، بدرد خودش میخورد. راویی برای ما روایت او حجیّت دارد که شهادت حسی بدهد بگوید سمعتُ من فَمِ الامام ابی عبداللَه علیه السلام هکذا، سمعتُ منه هکذا یا مثلاً قاله هکذا نه اینکه بیاید بگوید اَنا استفدت مِنهُ هکذا، من استفاده کردم، اَنَا تخیّلتُ، اَنَا تفهمتُ منهُ اَنَّهُ مثلاً بسبب هذا البیان، این را اگر بگوید هیچ برای ما حجیّت ندارد و[ فقط بدرد خودش می خورد.]
در باب اجماع، ما آن اجماعی را مستند به امام علیه السلام میدانیم که همین ملاکی که در باب روایت است که شهادت حسّ است، در اجماع هم موجود باشد، یعنی هیچ خبری که آن خبر موافق با اجماع است و در آن خبر قُموضی وجود دارد وجود نداشته باشد، یعنی یا این اجماع بدون خبر وجود دارد که از این اجماع بدون هیچ روایت و بدون هیچ خبر ما قطعاً استفاده میکنیم هذا حکمٌ ضروریٌ من ضروریات الدّین، واَنّا لنا باثبات ذلک! من یک مورد هم حتّی تا به حال پیدا نکردم که اجماعی بر یک حکمی باشد که آن اجماع مستند به خبر نباشد، این نیست. آنچه را که هست ضروریاتی است که آن ضروریات از زمان ائمه تا به حال هم بوده. امّا اگر این اجماع مستند به خبری باشد...

