جلسه ۷
5اَوّلا اینکه ایشان رد میکنند میگویند شاید منظور مُجَرَّد مُؤاکِله باشد، خب جناب آقای حکیم عَلَی اللَه مَقامَکُمُ الشریف، اگر صِرفِ مُؤاکِله باشد که یک نفر بنشیند آن طرف سفره و یک نفر این طرف سفره بنشیند، این که اشکال ندارد. سگ هم میآید آن طرف سفره مینشیند غذا میخورد این که مُجرد مؤاکله...! مُجّرد مؤاکله نیست منظور مساوره است عَلیٰ اُساوِرُ لَیلیٰ لَیلَة القَمری نشنیدید؟! منظور از مُساوره قطعاً در اینجا هست که از قصعة واحده باشد نه اینکه آن این طرف سفره است دارد غذایش را میخورد، نان و آبگوشتش را میخورد، این هم این طرف سفره دارد نان و غذایش را میخورد، این چه ربطی به همدیگر دارند که شما حالا لِمُجَرَدِ احتمال بگیرید؟! البته خودشان [هم] میخندند از این احتمالاتشان، میآیند میگویند لِبُعدِ الاحتمالاتِ فیها! چون اینها خیلی دیگر واقعاً شکمی است و بعد هم خودشان البته بعضیهایش را [رد] میکنند و بعد در آن میمانند و آخر دلیلی که میآورند اجماع است میبینند خیلی کار خراب شد. اولاً این که این این طور نیست.
بعد ایشان میفرمایند لَعلَّ لِقائلٍ اَن یَقُول که لغسل ید در اینجا چیست؟ غسل ید یعنی دستش را بشوید، خب این منافات دارد دیگر، غسل ید در آنجایی میآید که جنبۀ مساوره باشد، از مُؤاکله فی قصعة واحده باشد و الا اگر آن شخص فی حد ذاتِه دستش را هم نشوید خب نشوید به من چه مربوط است؟ این که آن طرف حیاط دارد غذا میخورد من هم اینجا بیست متر با او فاصله دارم چه ارتباطی با هم داریم؟ لإحتمالِ کونه دخیلاً فی ذلک بما انَهُ مِن آدابِ الجلوس عَلَی المائده لا مِن حیثُ کُونهِ ؟ فی طِهارَة الثوب این خیلی دیگر واقعاً یَضحَکُ بِهِ الثکلیٰ است! میگویند احتمال دارد این از آداب سفره باشد! خب آداب سفره را امام میآید به عنوان حکم تکلیفی بیان بکند؟! دیگر خدا رحمتتان کند. این هم یکی از آن ادلّهای که ذکر شد.

