جلسه ۷
3پس چند تا شد؟ یکی سعید اَعرَج است. دوم خبر ابی بصیر است. سوم صحیحۀ علی بن جعفر است، چهارم روایت هارون بن [خارجه] است و البته روایتهای دیگری هم هست که خب ما آنجا خواندیم که تمام اینها یا لا بود یا مثلاً لا اَفعَل و لا تَفعَل و اینها بوده که دلیلش را هم در آنجا عرض کردیم که لا هیچ دلالتی ندارد. حالا علیٰ ایِّ حال خب ایشان آن را ظاهر در نجاست میدانند.
در قبال این ادلّه ادلّۀ دیگری وجود دارد که ایشان میفرمایند که این با اینها معُارض است:
یکی از آنها جواز صَلاة در ثیابی است که مجوس این ثیاب را درست میکند. ببینید چه نحوه آقایان با روایات برخورد میکنند و چه نحوه ما برخورد میکنیم؟ این دو کیّفیّت نظر نسبت به روایات را من میخواستم امروز [مطرح کنم،] گرچه یک مقداری عرض شد ولی بالاخره این کیّفیّت برخورد با روایات، این در فهم روایات و در استنباط احکام خیلی تأثیر می گذارد، به عبارت دیگر همان شَمُّ الفقاهه اسمش را میگذاریم. حالا آن نُصوصی که مُعارض با اینهاست، آن نُصوص را ایشان میآیند بیان میکنند:
یکی از آنها صحیحۀ معاویه است سَألتُ ابا عبداللَه عن الثیاب السابریه یَعمَلُهَا المجوس وَ هُم اَخباث و هم یَشرَبوُنَ الخمر و نساؤهم علی تلک الحال اَلبِسها وَلا اَغسِلُها وَ اُصَلی فیها؟ قالَ نَعَم. قالَ معاویة فقطفت لَهُ قَمیصاً و خطتُهُ فَتَلتُ لَهُ ازاراً و رِداءً منِ السابری ثُمَ بعثت بها الیه فی یَومِ جمعه حین ارتفعِ النهار فَکَأَنَّهُ عَرف ما اُرید فَخَرَجَ بها الیَ الجمعه و نَحوهُ غَیرُه. خب این یکی که این حکایت از این میکند که لباسی که سابریّه آن لباس را خیاطت کند و آن لباس را نسج کند و عمل کند یعنی ببافد، این خب اشکالی ندارد. این یکی. وَ قَد عَقَدَ لَها...
ایشان میفرمایند که نسبت به این حمل شده در صورتی که عدم علم به تنجیس باشد که ما علم به تنجیس نداریم در صورتی که آنها را نجس نکرده باشد، ایشان میفرمایند که بعید نیست که مسئله همین طور باشد چه طور اینکه در خیلی از اینها دارد که اینها یَشرَبونَ الخمر وَ یأکُلونَ المیتَه وَ لا اِشکال فی نجاسَتِهِما، بعد ایشان میفرمایند که: فَلَو کانَت شامِلَة لِصُورَة العِلمِ بالمُلاقاة بِالرُطوبَه کانت دالَة عَلی طَهارَة المیة و الخَمرِ ایضاً! خیلی عجیب است این حرف از ایشان که این کجا دلالت میکند بر اینکه اینها رطوبت و اینها دارند در حالتی که سرایت نمیکند، بدون سرایت است در حالتی که ما علم قطعی و یقینی داریم بر اینکه آن زن سابری و امثال ذلک که این لباسها را خیط میکنند رطوبت دستشان حداقل به اینها سرایت میکند و این یک حمل بلاوجه است.

