جلسه ۷
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
[ظاهراً ابتدای مجلس درس ضبط نشده است]
... نصاری و مجوس و اینها هم داخل در این بحث هستند که خب این هم اصلاً [قابل قبول] نیست.
ایشان جوابی که میدهند این است که میگویند ما به ضمیمۀ عدم قول به فصل در اینجا ثابت میکنیم:
آن کسی که قائل شده بر اینکه مشرکین نجس هستند، جمیع آنها را هم شامل میشود.
آن کسی که قائل به عدم نجاست یهود و نصاری است قائل به عدم نجاست مشرکین هم هست. پس بنابراین از لفظ مشرکین ما سایر ملل را که یهود و نصاری هستند ولو اطلاق مشرک بر آنها نمیشود، آنها را هم داخل در حکم مشرکین خواهیم کرد. مُضافاً بر اینکه اطلاق مشرکین بر آنها ثابت نشده. بله در آیۀ وَ قٰالَتِ اَلْيَهُودُ عُزَيْرٌ اِبْنُ اَللّٰهِ... ﴿التوبة، ٣٠﴾... سُبْحٰانَهُ عَمّٰا يُشْرِكُونَ ﴿التوبة، ٣١﴾ اطلاق فعل استقبالی بر مُشرکین شده اما اطلاق مشرک به لفظ مشرک بر اینها نشده. ولی این هم خلاصه خیلی مورد بحث نیست.
بناءً علی هذا مطلبی را که از این آیه در مورد نجاست کُفّار بیان شد ماحصل کلام ایشان این بود که آیه اطلاق دارد در نجاست ظاهریّه.[و دو مطلب را ایشان استفاده کردند:]
یکی اینکه آیه ظهور دارد در نجاست ظاهریّه. این یک استفادهای بود که ایشان کردند.
دوّم اطلاقی را که با آن اطلاق اثبات نجاست ذاتیّه و نجاست عرضیّه را کردند.
[اما اشکال بر این دو مطلب اینکه:]
اوّلاً در مورد ظهور آیه در نجاست ظاهریّه، ما گفتیم علاوه بر اینکه اطلاق در اینجا منعقد نیست بلکه مقام مقام غیر اطلاق است به جهت تفاوت حکم باطن و ظاهر، علاوۀ بر آن، نفس آیه ظهور در نجاست ظاهریّه ندارد بلکه اتفاقاً ظهور در نجاست باطنیّه دارد به دلیل اینکه ورود در مسجد الحرام با عدم سرایّت در مورد نجاست ظاهریّه بِلا مانع است. این دلیل اول. و عِندَ التعارُضِ بَینَ الظُهوریْن اینکه ظهور آیا در این است یا در آن نیست عِندَ عدم التعارُض، آن مُنصَرَفِ از این کلام که قَدرِ مُتیّقن است ... ... النجاسة الظاهریّه و با آن عمومات طهارت، حکم به طهارت ذاتیۀ اهل کتاب میکنیم اگر فقط آیه باشد ها، نفس آیه، ما به روایات کاری نداریم. پس نفس آیه از نجاست ظاهریّۀ اهل کتاب ساکت است و مُنصَرف آیه آن نجاست باطنی است. این دلیلی که ایشان آوردند برای آیه که گفتیم مخدوش است.

