جلسه ۷
4مرحوم حکیم اینجا این روایت و امثال این روایت را همان طوری که عرض شد میگوید ممکن است که عدم علم به نجاست در اینجا بوده و یک روایت دیگری را دلیل بر این میآورد. آن روایتی را که دلیل میآورد اتفاقاً آن روایت دلیل بر خلاف است، آن همان روایتی بود که ما آن روز خدمتتان عرض کردیم، این روایت که میگوید:
سَألَ ابی ابا عبداللَه علیه السلام و انا حاضر اِنّی اُعیرُ الذمی ثوبی وَ اَنا اَعلَمُ اَنّهُ یَشرَبُ الخمر و یَأکُل لَحم الخنزیر فَیَرُدّهُ عَلَی فَأغسِلهُ قَبلَ اَن اُصَلیِ فیه؟ فَقالَ ابو عبداللَه علیه السلام صَلِّ فیه و لا تغسله من اجل ذلک فَإنَکَ أعرتَهُ اِیّاهُ و هُوَ طاهِر و لَم تَستَیقن اَنَّهُ نجَّسَه فَلا بأس اَن تُصَّلیَ فیه حَتی تَستیقِن اَنّهُ نَجَّسه.
بعد ایشان آمدند از اینجا استفاده میکنند که: و منِ ذلک یَظهَرُ عَدَمُ دلالَة ما تَضَمَّنَ جَواز الصلاة فی الثوبِ الذی یُشتری من الیهودی و النصاری قَبلَ اَن یُغسل علی طهارَتِهِم. خیلی واقعاً عجیب است به جهت اینکه لباسی را که به یک نفر عاریّه میدهند قطع مسلّم و قدر مسلّمش این است که حداقل این لباس با عرق بدن این تماس پیدا کرده، این دیگر قدر مسلّمش است و حضرت نسبت به این قضیه ساکت هستند، حضرت سؤال میکنند از نجاست عرضیه، آیا میدانی هَل تَعلَمُ اَنّهُ نَجّسَهُ بالخَمر اَو بالمیتة اَو لا؟ کاری به رطوبت بدن ندارند. آن وقت شما در اینجا میبینید این روایتی که قطعاً دلیل بر طهارت رطوبت اهل کتاب است این روایت را دلیل بیاورند بر اینکه عدم تضمُّن جواز صَلاة فی الثوبِ الذی یُشتری مَنِ الیهُودی دلیل بر طهارت اینها نیست، خب خیلی این مسئله عجیب است! این یک مسئله.
یک روایت دیگری که ایشان نقل میکنند: و منها ما تَضَمَّنَ جَوازَ مُؤاکِلَة مِثلِ صحیحۀ عیص[بن القاسم] قال: سألتُ ابا عبداللَه علیه السلام عن مُؤاکِلِة الیَهُودِی و النصرانی و المجوسی ببینید این کیّفیّت استنباط این طوری استها که نحوۀ استخراج حکم با آن برداشتی که فقیه نسبت به ادلّه دارد، ببینید چه طوری ایشان استفاده کردند و این روایت را ردّ میکنند! قال: فقال: اذا کان من طَعامِکَ فتَوَضَأ فلا بأس وَ نحوُهُ غَیرُه. بعد ایشان میفرمایند که: و دَلالَتُها عَلَی الطهارَة اِیضاً غَیرُ ظاهره لِقُربِ الاحتِمِالِ کُونِ المَلحوث فی جهة السؤال مُجَرَدُ المُؤاکِله لالمُساوِرَه.

