جلسه ۶
3راجع به این آیه در تفاسیر خاصه:
در تفسیر نور الثقلین راجع به این آیه اصلاً مطلبی نیست. در تفسیر عیاشی مطلبی بیان نشده. در تفسیر مجمع البیان اینی بود که من خدمتتان عرض کردم. و[مطالب] در تفسیر منهج الصادقین[را هم که عرض کردیم.] در تفاسیر دیگر مانند تبیان و امثال ذلک، همه قریب به همین مضموم را بیان میکنند و استفادۀ آنها از آیه بر نجاست، استفادۀ ظهور است نه نص، هیچ کدام از آنها مطلبی که دال بر این باشد که آیه تصریح دارد بر نجاست مشرکین و کفار، ندارند بلکه همۀ اینها استفادۀ ظهور را میکنند و بیشتر، مطلب را به قول فتوایی نسبت میدهند یعنی از فتوای حاصلۀ از اخبار و روایات، معنای آیه را حمل میکنند. به عکس نیست قضیه که خود این آیه را دال بر معنای نجس و امثال ذلک بدانند. یعنی از آن فتوای مشهور فقهائی، استفادۀ ظهور نجاست عینیه را از آیه کردند مانند کَلب و خنزیر. خب این یک دسته از تفاسیری که در این جا بود. البته آن طوری که مشخص میشود در کلمات مفسرین نسبت به این قضیه اضطراب دیده می شود، همان طوری که تا به حال عرض شد. مرحوم علامۀ طباطبائی رضوان اللَه علیه، ایشان صریحاً این نجاست را نجاست باطنیه میدانند و نجاست حکمیۀ ظاهریه را از این آیه استفاده نمیکنند. این مربوط به تفاسیری بود که از خاصه نقل شد.
البته خب خود رفقا در کتابخانه ها و امثال ذلک در بحث این آیه، تفاسیر را نگاه میکنند [و خواهید دید که مطلب] همینی است که خدمتتان عرض شد و چیز اضافهای ندارد. من خودم تقریباً میشود گفت که قریب به ١٦ ،١٧ تفسیر را دیدهام از مجموع تفاسیر شیعه و اهل تسنن، بعد هم دیگر ادامهاش را ممل به لاطائل دیدم و دیدم که همه یک مطلب را نقل میکنند. کل احادیث اهل سنت دائر مدار یک روایت حسن بن صالح است که وجوب وضوء را بر مصافحه قائل است و یکی هم روایت قتاده و ابن عباس، قتاده که نجس نمیداند این را، فقط ابن عباس است که گفته اینها نجس هستند مثل کلب و خنزیر، ولی حسن بن صالح مصافحه را موجب نقص وضوء میداند که آن هم گفتیم دلالتی بر رفع حَدَث نمیکند البته ما در روایات شیعه هم داریم که مصافحه را موجب نقض وضو می دانند، این فقط اختصاص به حسن بن صالح که ظاهراً مُفتی اهل سنت بود در کوفه یا در بصره، یک کدام از این دو تا. این حسن بن صالح با آن حسن بصری فرق میکند و تفاوت دارد، این مربوط به اینها. و اما در...

