جلسه ۶
2در تفسیر بیضاوی معنای خُبث باطن گرفتهاند که حالا این که در تفسیر بیضاوی هست آن را عرض میکنم.
بعد در تفسیر مجمع البیان ایشان میفرمایند که:
انّ الکافرینَ اَنجاس فلا یَقرَبُ المسجد الحرام و قال قومٌ مِن الفُقهاء ای فمنعوهم عن المسجد الحرام. قیل المراد به منعُهمُ من دخول الحرم اَن اتی و الحرمُ کُلهُ مسجد و قِبلَة و العام الذی اَشار الیه هو سنَة تِسع الذی نادی فیه علیٌ علیه السلام بالبراءة و قالَ لا یَهجَّن بَعدَ هذا العامِ مشرک. قیل المرادُ به مَنعُهم مِن دخول المسجد الحرام علی طریق الولایة للمؤسم و العمره. یعنی نفس و رود اشکال ندارد، اینی که اینها بیایند و بخواهند مراسم را به دست بگیرند و عمره و اینها انجام بدهند، آن حج عمره، اشکال دارد. و قیل منعوا من الدخول اصلاً فی المسجد، در هر مسجدی، و منعوا من حضور مؤسم و دخول الحرم. و اختلفَ فی نجاسَة الکافر فقالَ قوم من الفقهاء اِن الکافر نجس العین و ظاهر الآیه یَدُل علی ذلک. در این جا ایشان استفادۀ ظهور میکنند که آیه دلالت بر نجاست عینی دارد. و رویَ عن عمر بن عبدالعزیز اَنهُ کتَبَ امنع الیهود و النصاری من دخول مساجد المسلمین و اتبع نهیه بقول اللَه تعالی ... إِنَّمَا اَلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ ... ﴿التوبة، ٢٨﴾ الآیه.
و عن الحسن قال لا تصافح المشرکین و من صافحهم فالیتوضأ و هذا یوافق ما ذهب الیه اصحابنا مِن انَّ مَن صافح الکافر و یده رطبه وجب ان یغسل یده و ان کانت یابستین مسحهما بالحائط که البته اگر مَدّ نظرتان باشد ما در روایت حائط، یابس نداشتیم، آن وقتی که آن روایتها را میخواندیم.
و قال آخرون انما سماهم اللَه نجساً خبث اعتقادهم و افعالهم و اقوالهم و اجازوا لذّمی دخول المساجد قالوا ان ما یمنعون من دخول مکة للحج.
قال قتاده سماهم نجساً لانهم یجنبون و لا یغتسلون و یحدثون و لا یتوضَّؤن فمنعوا من دخول المسجد لان الجُنُب لا یجوز له دخول المسجد.

