جلسه ۵
9حسن بن صالح میگوید که: من صافحهم یتوضأ بعد ایشان میفرماید که و المذاهب علی خلاف هذین القولین یعنی قائل به طهارت هستند. این کلام زمخشری است که از کلام ایشان استفادۀ نجاست ذاتی نمیشود.
سؤال: ولی بالاخره ایشان از لفظ نَجَس استفادۀ نجاست ظاهری کرده
جواب: نکرده دیگر
سؤال: کرده
جواب: بله استفادۀ چیز کرده
سؤال: استفادۀ نجاست عرضی را کرده
جواب: بله عرضی را کرده
سؤال: استفادۀ نجاست ظاهری را کرده و لو اینکه ذاتی بر آن اراده نکرده
جواب: بله از باب فَلاٰ يَقْرَبُوا اَلْمَسْجِدَ اَلْحَرٰامَ دیگر. از باب این که اختلاط موجب تسری نجاست اینها است، نجاست ظاهری، همین عرضی ولی ذاتی نه، یعنی ذاتی از کلامش استفاده نمیشود
سؤال: یعنی در حقیقت دعوا دوباره بر میگردد و میخورد به لفظ نجَس که ببینیم آیا مراد نجاست ظاهری است یا باطنی؟
جواب: بله
سؤال: باز هم ما در اینجا به زمخشری اشکال داریم...
جواب: ببینید ایشان بحث را روی نجاست باطنی نبرده فقط در قضیۀ شرک گفته شرک بمنزلۀ نجاست است نگفته الشرکُ هو النجاسة، بمنزلۀ نجاست است. این بخاطر این است. بعد ایشان میگوید که بخاطر عدم تطهیر و تغسیل اینها، حکم به نجَس بر اینها آمده است. پس از اینجا استفاده میکنیم که نجَس نجاست ذاتی نیست یعنی مثل کلب نیست و الا ایشان قبول دارد که اینها نجاست ظاهری دارند و باید از اینها اجتناب کرد
سؤال: در حالی که اصلاً آیه ناظر به نجاست ظاهری نیست.
جواب: نخیر.
دوم در تفسیر خازن، ایشان در آنجا می گوید که:
قیل المشرکون اعم من عبدة الاصنام و غیرهم من االمشرکین. و قیل یخرجُ النصاری و الیهود. مشرک به غیر از یهود و نصاری اطلاق میشود. و علیٰ ایِّ حال النجس الشئیُ القذر من الناس و غیرهم و قیل الخبیث. بعد ایشان در تفسیر خازن میفرماید که: و المقصود من النجاسه نجاسة حکمیة لا عینیه یعنی حکم نجس را دارند نه اینکه واقعاً عین نجس هستند. لأنّ الفقهاء اتفقوا علی طهارة ابدانهم و قیل هم مثل الکلاب و الخنازیر و قال حسن بن صالح- هم این طور که در بالا گفتیم ایشان میفرمایند- لابد من التوضؤ عند المصافحه و یروی عن الزیدیه من الشیعه النجاسه و قال قتاده سماهم نجساً لأنهم یُجنبون فلا یغتسلون و یحدثون فلا یتوضؤُون. قتاده نجاست را نجاست ظاهری میداند. ایشان هم در تفسیر خازن نجاست را نجاست حکمی میداند نه نجاست عینی.

