جلسه ۵
8یک راوی دیدید که بیآید از امام سوال بکند که آیا خمر نجس است یا نه؟ سوال ندارد دیگر. همه میدانند دیگر. یک راوی دیدید بیآید از امام سوال بکند زنا حرام است یا نه؟ به او میخندند! مضحکه است! حرمت زنا که دیگر در آن شکی نیست. بله سوال میکنند که شرایط زنا چیست؟ در چه شرایطی زنا محقق می شود؟ یا از متعه سوال میکنند که مثلاً عمر حرام کرده و شنیدن و فلان، حضرت میفرمایند نه، حتماً برو متعه کن، شما چه طوری میتوانیدخلاف سنت رسول اللَه عمل کنید؟! یارو میآید میگوید من با زن خودم عهد کردم که متعه نکنم حضرت میفرمایند علیٰ خلاف سنة رسول اللَه عاهدتها؟ اِذهب فتمتع...، نروید اینها را به زنهایتان بگوئیدها! میگویند این آقا آمده با این درسش چی چی یاد شوهرهایمان میدهد؟! ولی اینها را خودتان بروید مطالعه کنید، در روایات بروید ببینید من فقط آدرس میدهم، از من نشنیده بگیرید فقط بروید...!
تلمیذ: باید دست به عصا رفت!
استاد: ایشان که دست به عصا است، خب ایشان بگوید ما که هستیم، آب که از سر گذشته حالا دیگر ….. قُضِيَ اَلْأَمْرُ اَلَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيٰانِ ﴿یوسف، ٤١﴾
این مسئلهایی بوده که اینها [آمدند سؤال کردند.] آن وقت ائمه که آمدند نهی کردند بخاطر اینکه این اختلاف پیدا نشود. ولی در عین حال آمدند یک راههایی را هم گفتند؛ بابا این تحریم نیست، این تنزّهی است، این تنزیهی است، این نهی، نهی تحریمی و امثال ذلک نیست، یا امام رضا میگوید عیب ندارد ما میخوریم...، این روایاتی که هست بخاطر این است که به اصحاب برسانند که ما داعی مان بخاطر مصلحت است نه بخاطر اینکه نجاست، نجاست ذاتیه است.
زمخشری در تفسیر کشّاف دربارۀ مشرکین يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا اَلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاٰ يَقْرَبُوا اَلْمَسْجِدَ اَلْحَرٰامَ…. ﴿التوبة، ٢٨﴾ میگوید نَجَسٌ مصدر نَجِسَه است لأنّ الشرک بمنزلة النَجاسه، این بخاطر این است که شرک بمنزلۀ نجاست است، منظور نه نجاست ظاهریه است، نجاست باطنیه است دیگر، چون شرک را به منزلۀ نجاست ظاهریه میدانند، و لعدم تطهیرهم ببینید! بخاطر اینکه اینها تطهیر ندارند و تغسیلهم فهی ملابسة لهم این نجاست با اینها قرین و مصاحب است، ایشان میخواهد بگوید این نجاست نجاست عرضی است که چون تطهیر ندارند از جنابت و غسل و مبالاتی به نجاسات ندارند خب طبعاً بدنشان نجس است نه اینکه خود اصل و ذات، نجس است. ولی ایشان از ابن عباس روایتی نقل میکند و میگوید: منقولٌ عن ابن عباس أنّهم مثل الکلاب و الخنزیر.

