جلسه ۵
7حالا صحبت ما این است که کافرینی که در زمان پیغمبر بودند، در زمان ائمه بودند، مسلمین با آنها حشر و نشر داشتند، یک همچنین مسئله ای اگر نجاست کفار و مشرکین بدیهی بود چه طور ممکن است که اهل سُنت، همۀ مذاهب اربعۀشان بیآیند بر طهارت مشرک فتوی بدهند؟ چطور یک همچنین قضیهای میشود؟ چه طور راجع به خمر یک همچنین مطلبی نیست؟ چطور راجع به خنزیر نیست؟ چه طور راجع به اکل میته و امثال ذلک نیست؟ خب این یک مسئلۀ مهمی است دیگر که عموم قاطبۀ مسلمین اگر در میان آنها این مسئله مفروض بود ابوحنیفه دیگر جرأت نمیکند بیاید فتوی به طهارت این بدهد، شافعی جرأت نمیکند فتوی به طهارت مشرک بدهد. نمیتواند. بخاطر اینکه مخالفت با یک اصل اساسی است. مخالفت با یک اصل مسلم است. مخالفت با یک مطلب بدیهی است. خب این مطلبی است که من فعلاً عرض کردم تا انشااللَه بعداً خدمتتان[مفصل این مسئله را] بگوئیم.
سؤال: در میان اهل سنت این یک امر بدیهی بوده اما در میان شیعیان هم یک همچنین امری بدیهی بوده؟
جواب: آن وقت حالا ببینید در شیعه که شخص میآید از حضرت سوال میکند ما میبینیم حضرت با این شدت میآید میگوید لا، از غذایشان نخورید، از چیزیشان نخورید، این شدّتی که حضرت میآید این را...، چون میآیند از حضرت سوال میکنند، اینکه میآیند سوال میکنند این به خاطر این هست که خب میبینند خود ائمه با اینها معاشرت نمیکردند، از غذایشان نمیخوردند، شک برایشان پیدا میشود که چه طور مثلاً اینها این طور هستند لذا میآیند سوال میکنند که ما مثلاً چه کار کنیم؟ یک همچنین چیزی هست نظر شما نسبت به این چیست؟ خب منظور من این است که رفتار ائمه...، چه طور اینکه یک روایت است که در آنجا اِنّا لا نأکُل بود، که در بعضی از روایات لا تأکُل است. در روایتی که در دعائم است لا تأکُل است، روایاتی که در غیر دعائم است، در تهذیب و اینها انّا لا نأکُل من طعامهم و لا من شرابهم، معنای لا تأکُل نیست. خب این مسئله، مسئلهای بود که برای افراد جای شبهه بود. اگر نجاست آنها مسلم بود، این دیگر نمیآمد از حضرت سوال کند، یک مسئلۀ عادی بود دیگر، مسئلۀ روشنی بود، بخاطر اینکه این مسئله چیزی نیست که فروع خاصی باشد که نیاز به سوال کردن باشد، چرا نمیآید...؟

