اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۵

5
  • علیٰ ایِّ حال، حالا صحبت در این است که یک مسئله‌ایی که الان برای ما مطرح است این است که ما...،

  • الان همین اهل تسنن طبق دستور اسلام دارند نمازها را به تفریق به مواقع خمسه می‌خوانند، خب دستور اسلام همین است. خب ما که داریم جمع بین صلوات می‌کنیم داریم خلاف می‌کنیم! این خلاف است، خود ائمه دارند تفریق به صلوات می‌کنند. آن وقت آخوند می‌آید می‌گوید که ائمه مثل ما نماز را جمع می‌خواندند! آخر کجا ائمه نماز را جمع می‌خواندند؟! یکی دو تا روایت داریم، بعضی از اوقات هم از باب اضطرار بود. چرا می‌آیید حکم خدا را عوض می‌کنید؟! چرا نمی‌روید روایات را نگاه بکنید؟! این همه روایت راجع به تفریق در صلوات است، مستحب است تفریق در صلوات و امثال ذلک. پیغمبر فقط در سفر جمع بین صلوات می‌کردند که موقع اضطرار و زحمت و حرج و عسر و مسائل بود، ولی کجا دیگر پیغمبر جمع بین صلوات و اینها می‌کرد؟ و اینها[(اهل تسنن)] دارند انجام می‌دهند. خب حق ندارند اینها به ما اعتراض کنند؟ می‌گویند آقا ما طبق روایت داریم که پیغمبر این طوری می‌کرد شما به چه دلیلی می‌آیید نمازتان را جمع می‌خوانید؟ حالا ما مثل اینها نمی‌گوئیم که حرام است. حالا اینها می‌گویند جمع بین صلوات حرام است. ما نمی‌گوئیم. حداقل چرا سُنت را داریم رها می‌کنیم؟ چرا سُنت را ترک می‌کنیم؟ فقط این سُنت اختصاص پیدا کرده به کسی که بخواهد سالک بشود و در دستورات سلوکی که بزرگان می‌دادند تفریق بین صلوات بود، این دستور که مربوط به سلوک نیست، دستور برای عامۀ مسلمین است. مربوط به عامۀ افرادی است که اینها مسلمان هستند دیگر.

  • سؤال: می‌گویند سنی شده‌اید! 

  • جواب: بله، می‌گویند سنی شده‌اید!

  • مرحوم آقا در ایّام ماه رمضان نماز ظهر را می‌خواندند، بعد دعا و فلان و این حرفها، بعد منبر می‌رفتند، بعد از اینکه از منبر می آمدند پایین بعد نماز عصر را می‌خواندند، یکی دو ساعت فاصله می‌افتاد بین آن، بعد دیگر نماز عصر را می‌خواندند و بعد دیگر متفرق می‌شدند. ماه رمضان این طور بود. یکی دو سالی این کار را کردند بعد دیگر ادامه ندادند چون آن قدر سر و صدا در آمد که دیگر نشد به این کیفیت عمل کنند! می‌گفتند یک روز ما برای زیارت حضرت عبد العظیم رفتیم، یک آقایی از اهل علم آمد آنجا،