جلسه ۵
3من یک عبارتی از یک کسی شنیدم خیلی جالب بود. یک شخصی میگفت در یک مجلسی بودیم در زمان حکومت سابق، همان حکومت شاه، میگفت یک شخصی رو کرد به یک فردی و به او گفت چرا شما مزاحم ما میشوید؟ از همین آقایانی که از دنیا رفتهاند، از همین مراجعی که از دنیا رفتهاند، چرا شما مزاحم ما میشوید؟ گفت آقا هم شما و هم ما، هر دو میدانیم که فلان مرجع که الان در فلان جا هست از هر دوی ما اعلم است، در عین حال ما خودمان را مطرح کردیم! خب حالا که این طور است، وقتی که قرار بر تنافس است! ... وَ فِي ذٰلِكَ فَلْيَتَنٰافَسِ اَلْمُتَنٰافِسُونَ ﴿المطففین، ٢٦﴾ حالا که بنا بر تنافس و اینهاست چرا ما متأخر از شما باشیم؟! هر دو میدانیم که...! خیلی صریحاً هم گفته بود! البتّه آن که گفته بود الان حیات دارد ولی به آن که گفته بود آن آقای شریعت مدار بود. گفت هم شما میدانید و هم ما که فلان کسی که در نجف است از هر دوی ما اعلم است ولی در عین حال ما در مقابل اینها رساله دادیم! حالا که این طور است چرا من بخواهم زیر بلیط شما بروم شما برو زیر بلیط من! یعنی میخواهد بگوید وقتی که قرار بر این است که حق نباشد دیگر آدم شوخی نمیکند که! حالا هر کسی دنیایش آبادتر بهتر! هر کسی عمرانش بیشتر...! اینها همین هستند دیگر! حالا ما داریم به ابوحنیفه فحش میدهیم، ما داریم به شافعی فحش میدهیم، به حنبل و مالک داریم فحش میدهیم، این بدبختها هم همینها هستند. میگویید آقا فتویهایشان این طور است. خب باشد! آقا مگر فتوی نمیدهد؟! آقا فتوی میدهد بر اینکه موسیقیهایی که در تلویزیون و رادیو است عادت شده برایمان چرا جدید نمیآورید بدهید؟! خب این چه کسی است؟! تازه شما اعتراض میکنید که اهل تسنن فتوی به حرمت موسیقی نمیدهند! آخوند نجف رفتۀ ما دارد میگوید...! این موسیقیهایی که خودشان میگویند این موسیقیها، موسیقی های قبیح است، خودشان متعرف هستند، آن وقت این آقا- من خودم خواندم- این آقا این موسیقی را موسیقی عادی میداند! عادت کردیم! خسته آور است! ملالت آور است! موسیقیی بزنید که دیگر همه کار بکنیم! یک چیزی باشد که ...! بعد آن وقت شما اعتراض میکنید چرا اهل تسنن موسیقی را حلال میدانند؟! خب خود آخوندهای ما هم حلال میدانند! این چه فرقی کرد؟!

