جلسه ۴
8لذا دلیل بر این قضیه این است که در این روایتی که عبداللَه بن سنان میگوید اِنّی اعیر الذمی ثوبی خب قطعاً این لباسی که ذمی میپوشد این لباس با عرق بدنش تلاقی پیدا میکند، دیگر چشممان را که نمیتوانیم بر این مسئله ببندیم که این لباس قطعاً با عرق بدنش تلاقی می کند، منتهی چون فرصت، فرصت کم است احتمال ملاقات با شراب و اینها در این فرصت کم نمیرود، لذا حضرت در این جا او را امر به استصحاب طهارت میکنند که وقتی که...، دلیل روایت را که متوجّه شدید که چه شد؟ چون در این جا، لباس لباس عاریه است، لباس عاریه را که یک سال عاریه نمیدهند، یک مجلس عروسی لباس عاریه میپوشند، الان زنها به همدیگر لباس عاریه می دهند که بروند مجلس عروسی و پز بدهند به این و آن! افتخار کنند! فخر بفروشند! حالا مرد هم همین طور است. یک لباس تنش است که انسان خیال میکند چه خبر است! نه بابا عاریه است پوشیده بیچاره! این عاریه ها آن زمان هم بوده. این لباس عاریه عرق میکند، بدن عرق میکند ولی علت این که حضرت در این جا میفرماید که لباس اشکال ندارد و او را امر به استصحابش میکنند، برای این نکته است که در این جا این قبلاً لباسی را که داده طاهر بوده، گرچه احتمال اصابۀ خَمر یا لحم میرود ولی این احتمال با استصحاب مندفع است. استصحاب در این جا حاکم است بر این احتمال ملاقات با خمر ولی در لباس ذمّی...- وقتی که من قبلاً خدمتتان در آن جا در بحث جریان اصول عملیّه گفتم حالا در استصحاب و اینها هم که اِنشاءاللَه شنبه شروع می کنیم، ما هر روز میگوئیم اصول را شروع کنیم، بعد دائم همین طوری به تأخیر میافتد و اینها. حالا اِنشاءاللَه شروع میکنیم به خواست خدا، در آن محدوده ای که هست- در جریان اصالة الطهاره و همین طور در جریان استصحاب بالاشاره خدمتتان عرض کردم که این جریان اصول عملیّه عُرفی است نه این که یک حکم مجزایّ شرعی است یعنی در جائی ما اصول عملیّه را جاری میکنیم که عرف آن اصول عملیّه را در آن جا جاری بکند و لیکن حال اسمش را نگذارد و الا عُرف اصالة الطهاره جاری میکند، عُرف استصحاب جاری میکند، عرف اصالة النجاسة جاری میکند و امثال ذلک، و همین اصول عملیّه را در سایر قضایا و مسائل بکار میبرند.

