جلسه ۴
7روایت دیگر، روایت قرب الاسناد است عن اَخیه موسی بن جعفر که حضرت میفرماید: لا بأس.
خب این روایات تا این جا دیگر تمام شد. حالا بحث ما از این روایات با این طول و تفصیل این است که: ببینید حضرت در این روایات دو مطلب را در این جا بیان میکنند:
مسئلۀ اول لباسی است که خود آنها مدّتی این لباس را میپوشند بعد این لباس را به عنوان دست دوم، به افراد دیگری میدهند، خب قطعاً با این لباس غذا خوردند، شراب خوردند. فرض کنید که نجاسات دیگر مانند بول و اینها که احترازی از آن نیست با این لباس برخورد کرده، این مشخص بر این است که این لباس، لباسی است که در معرض نجاست و اینها واقع شده و آن کسی که شراب میخورد خب حالا چند قطره از این شراب میافتد روی لباس، این یک امر طبیعی است و یا کسی که گوشت میخورد، شما غذا که میخورید میبینید که لباستان چند جا لک پیدا کرده حالا اگر این فرض بکنید که لحم خنزیر باشد خب طبعاً متنجس میکند لباس را، در این که دیگر شکی نیست. یعنی میخواهم عرض بکنم که روایاتی که در اینجا دلالت بر نهی میکند، این نهی، یک امر طبیعی است به جهت این که این دیگر اغماض و این حرفها نیست که انسان بیاید اغماض بکند، یک لباسی که یکسال یک فرد یهودی یا آنهایی که شرب خمر می کنند این لباس را بپوشند انسان به قسم حضرت عباس میگوید این لباس خمر رویش ریخته است دیگر، حالا خشک شده، خشک شدن که از تنجّس درش نمیآورد، بالاخره متنجّس است و امثال ذلک. آن وقت این مسئله خیلی مسئلۀ روشنی است که در جائی که در آنیۀ آنها اگر انسان بداند که اینها[ اهل شرب خمر یا خوردن لحم خنزیر نیستند] مانند روایت زکریا بن ابراهیم که امثال ذلک این زیاد بود، در آنیهای که دست میکند توی غذا و میخورد و این آنیه نجس نمیشود، به طریق اُولی لباسی که اینها میپوشند اگر اهل شرب خمر و اینها نباشند، این لباس نجس نیست. در جائی که مباشرةً دست کافر و مشرک با غذا ارتباط دارد حضرت در آن جا میفرماید که این نجس نمیشود مگر اینکه شرب خمر بکند و این حرفها که آن از باب نجاست عرضی در این جا دستش [طهارت] ندارد خب در این جا مسلّم این است که این لباسی را که منظور حضرت است که نپوشد نه بخاطر این است که عرق بدنش با این لباس تماس پیدا می کند بلکه به خاطر این است که مبالاتی و اعتنائی نسبت به مسائل نجاست و طهارت ندارد، از این باب است، از باب تلاقی عرق بدن با لباس نیست.

